ذبيح الله صفا
1642
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
معقول و منقول اثرهايى دارد و نيز ترجمههايى از تركى و از تازى بپارسى ازو در دستست . وى از خاندانى كه بپزشكى اشتغال داشت برآمد و پس از چندى دانشاندوزى در زادگاه خود ، مدتى هم در شيراز شاگردى علامه جلال الدين دوانى « 1 » كرد و سپس به مكه و از آنجا بدعوت سلطان بايزيد دوم ( 886 - 918 ه ) باستانبول رفت و با يكصد و بيست درهم وظيفهء روزانه پزشك دربار او شد و به خدمت خود در دربار خواندگاران ادامه مىداد تا در عهد پادشاهى سلطان سليمان ( 926 - 974 ه ) درگذشت . حاجى خليفه وفات او را در ذيل عنوان كتاب عقائد نسفى ( ستون 1146 ) در 920 ( عشرين و تسعمائه ) نوشته و در زير عنوان كتاب ايساغوجى ضمن تعديد شارحان آن كتاب ( ستون 208 ) وفاتش را در سال 966 دانسته و در ضمن شارحان كتاب كافيه ( ستون 1371 ) نوشته است كه در عهد سلطان سليمان اول بدرود حيات گفت و اگر چنين باشد بايد قاعدة تاريخ ثانوى يعنى 966 ه را براى سال وفات او بپذيريم و اينكه شادروان استاد سعيد نفيسى نسبت بدرستى اين تاريخ ترديد كرده است « 2 » موجه به نظر نمىرسد . از ميان اثرهاى حكيم شاه محمد براى تحقيق در تاريخ ادب فارسى مهمتر از همه ترجمهء مجالس النفائس امير عليشير نوايى « 3 » است از تركى بپارسى . وى ترجمهء اين كتاب را بنابر تصريح خويش در سال 927 آغاز نموده و در سال
--> - 1591 و جز آنها كه در همين گفتار خواهيد ديد . * تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 276 - 277 . * تاريخ تذكرههاى فارسى ، ج 2 ، ص 120 - 123 . * ريحانة الادب ، مرحوم محمد على مدرس تبريزى ، ج 3 ص 296 . ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به همين كتاب ، ج 4 ، چاپ پنجم ، تهران 1368 ، ص 99 - 100 . ( 2 ) - تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 277 . ( 3 ) - دربارهء او و كتاب مجالس النفائس كه بتركيست و ديوان شعر فارسى او ( با تخلص فانى ) بنگريد به همين كتاب ، ج 4 ، چاپ پنجم 1368 ، ص 382 - 386 .