ذبيح الله صفا
1640
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بايستگى آرايش نفس بزيور دانش پرداخته و آنگاه به بيان سه قوهء : نطقى ، شهوى ، غضبى و لزوم رعايت اعتدال در هريك توجه نموده و سپس كتاب را به دو مقاله تقسيم نموده است : مقالهء اول در بيست و يك باب دربارهء فضائل اخلاقى و مقالهء دوم در هفده باب دربارهء رذائل اخلاقى . نثر كتاب ساده و بسيار روان است و چنان كه مؤلف خواسته است قابل استفادهء خواص و عوام . وى در مقدمهء كتاب و در هريك از ابواب حكايتهايى آورده و آنها را از كتابهاى معتبر نقل نموده و گاه اشعارى از هرجا بشاهد مثال ذكر كرده است . در پايان لازم بيادآوريست كه اين شفايى سدهء دهم را كه بسال 963 فوت كرده نبايد با شفايى ديگرى اشتباه كرد كه حكيم شرف الدين حسن نام داشته ، و اتفاقا او هم شاعر و پزشك بوده ، سه سال بعد از مرگ شفايى نخستين زاده و 74 سال بعد از ولادت او مرده است ( - 966 - 1037 ) . دربارهء اين شفايى ثانوى هنگامى كه بخش دوم اين جلد فراهم مىشد ترجمهء حالى نوشته و نمونههايى از شعر او نقل كرده « 1 » و تاريخ وفاتش را هم 1037 نگاشتهام ، نسخهء خطى ديوانش را نيز با تحمل رنج سفر و مستلزمات آن در كتابخانهء موزهء بريتانيا ديده و خوانده و از آن شعر برگزيدهام ، همان كار كه دربارهء ديگر شاعران عهد صفوى كردهام . گويا در همان اوان هم مقدمهء ديوان حكيم شفايى اصفهانى نوشته مىشد و ديوان آن شاعر در ايران انتشار مىيافت و مصحح آن كه بخش اول اين جلد از كتابم را در دست داشت « 2 » ، زير عنوان « وضع شعر فارسى در عهد صفوى » در صفحههاى بيست و هفت تا سى و شش مقدمهء خود ، قسمت بزرگى از كتاب مرابعين عبارات ، از صحيفهء 521 تا
--> ( 1 ) - همين جلد ، بخش دوم ، ص 1075 - 1082 . ( 2 ) - بنگريد بصفحهء ( 851 ) از ديوان حكيم شفايى ذيل عنوان « منابعى كه در مقدمه و تصحيح و تعليقات مورد استفاده قرار گرفته است » . علاوه بر اين در صحيفهء شصت و دو مقدمه هم ببخش اول از جلد پنجم تاريخ ادبيات در ايران با عنوان كلى « جلد پنجم تاريخ ادبيات در ايران » اشاره كرده و ندانسته است كه آن بخشى از بخشهاى آن جلدست نه همهء آن .