ذبيح الله صفا

1638

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

كردى وداع و جاى تو در چشم تر هنوز * رفتى و صورت تو نرفت از نظر هنوز از بسكه در نظارهء آن شست نازكم * تيرت ز دل گذشت و ندارم خبر هنوز صد خار غم ز تربت كامى دميده است * دارد هزار خار دگر در جگر هنوز * * خوار آنكه ز كوى خود برونش كردى * زار آنكه بدست غم زبونش كردى دائم بدرت كشان كشان مىآرد * آن دل كه هزار بار خونش كردى پرداختن بذكر حال فرزندان مير يحيى سبب شد كه از ذكر اثر معروفش لب التواريخ بازمانيم . اين كتاب خلاصه‌ييست از تاريخ عمومى تا سال 948 ه . مير يحيى در مقدمهء اين كتاب گويد كه از جوانى باز به علت علاقه بتاريخ به ثبت همهء وقايع مهم و تاريخ وفات مشاهير از هجرت تا عهد خود مىپرداخت و بنابراين انگيزه‌هاى تأليف اين كتاب جامع از دوران شباب برايش فراهم آمده بود تا آنكه آن را بدستور بهرام ميرزا پسر شاه اسمعيل فراهم آورد و در ذى الحجهء سال 948 بپايان رسانيد . بخشهايى ازين كتاب در مجلات سابق اروپايى [ ريو ، ص 104 ] و نيز در گاهنامهء سال 1314 ( سيد جلال تهرانى ) چاپ شد و ترجمهء لاتين آن در سال 1788 در هال بطبع رسيد « 1 » و نسخ بسيار از آن در دستست . لب التواريخ به چهار « قسم » تقسيم شده است . قسم اول در دو « فصل » : 1 - پيامبر 2 - امامان . قسم دوم پادشاهان مقدم بر اسلام در « چهار »

--> ( 1 ) - Medulla Historiarum , Buching Magasin Fur die Neue Histoire , 1788 Hall آقاى منزوى در فهرست خود راجع به لب التواريخ نوشته‌اند : « بلاتينى در پاريس 1690 م و در هال 1783 م و گزيده‌اى ازين ترجمه به فرانسوى در پاريس 1696 چاپ شده است » .