ذبيح الله صفا

1609

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

« اختيار حسينى » از شاعران و مؤلفان مشهور پايان سدهء نهم و آغاز سدهء دهمست . پدرش و خود او و هردو پسرش از قاضيان عهد بودند . وى در جوانى از زاوه بهرات رفت و در آنجا دانشهاى ادبى و دينى آموخت و با پيشرفتى كه درين دانشها حاصل كرد در پايان عهد سلطانحسين بايقرا منصب قضاى هرات به دو مفوض گشت و در شمار رجال متنفذ هرات در عهد آن پادشاه درآمد و بعد از وى چندى ملازم پسرش بديع الزمان ميرزا بود و در استيلاى محمد خان شيبانى در مقام قضاى هرات باقى ماند و پس از كشته شدن او بزادگاه خود بازگشت و در آنجا بود تا در سال 928 ه درگذشت و در تربت به خاك سپرده شد . سام ميرزا دربارهء او مىنويسد « بزر جمع كردن و امساك شهرت تمام داشت فاما خالى از طبع نبود و در شعر گوى مسابقت از امثال ربوده و از تصانيف او مختار الانوارست » و نيز مىنويسد كه در آخر عمر مثنوييى باسم شاه اسمعيل در پنجهزار بيت باسم « عدل وجود » ساخت . قاضى اختيار بسبب آنكه آموزگار ظهير الدين بابر بود بسيار مورد ستايش ويست چنان كه ازو در كتاب خود واقعات بابرى بنيكى و با اعجاب ياد مىكند . از وى دو پسر مانند پدر و نياى خود منصب قضا داشتند و هردو بعد از چيرگى صفويان بر خراسان بفرارود رفتند و در « شهر سبز » ( در تاجيكستان امروزى ) ماندند . پسر بزرگتر يعنى مير محمد شفيع در شهر ياد شده منصب قضا داشت و چون درگذشت برادر خردتر بنام مير بديع قاضى هروى صاحب اين مقام گرديد . مير بديع در پزشكى و حكمت دست داشت ، غزل مىگفت و

--> - * فهرست نسخه‌هاى خطى كتابخانهء ملى پاريس ، بلوشه ، ج 2 ، ص 37 - 38 . * تاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 278 ، و دربارهء دو پسرش ص 585 . * ترجمهء تاريخ ادبيات اته ، ص 270 . * حبيب السير ، خواندمير ، تهران خيام ، ج 4 ، ص 355 - 356 . * هدية العارفين ، اسماعيل پاشا البغدادى ، ج 1 ، استانبول 1951 ، ستون 317 .