ذبيح الله صفا

1564

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

پادشاهى شاه اسمعيل يكم است كه مؤلف آن را با بيانى بسيار ساده و به زبان محاوره و گاه بشيوهء قصه‌گويان نوشته است چنان كه روايتش رنگ افسانه و داستان جالب و سرگرم‌كننده به خود مىگيرد اما وقتى مطلبهاى اصلى كتاب ، يعنى رخ‌داده‌هاى مربوط بخروج و پادشاهى شاه اسمعيل تا مرگ او و جلوس شاه تهماسب ، را با كتابهاى ديگر تاريخ صفوى مقابله كنيم ، خواهيم ديد كه آن مطلبها جز در بعضى موارد كه ساختگى و مولود اعتقادات تعصب‌آميز سرخ كلاهانست ، در موردهاى متعدد ديگر در اساس و بنياد درست و بمنزلهء قهرمان‌نامه‌ييست كه در آن از دوران كودكى و باليدگى و سلحشورى و كشورگيرى و كشوردارى مرشد كامل و جانبازيهاى مريدان قزلباش او سخن رفته است . ضمنا قسمتى از احوال نياكان شاه اسمعيل ، كه بخشى از آن هم به كلى افسانه‌آميزست ، در مقدمهء اين كارنامه نقل شده و نيز برخى حادثه‌هاى مربوط بخانان تركستان و فرارود و فرمانروايان تيمورى و عثمانى كه مقارن تشكيل شاهنشاهى صفوى مىزيسته‌اند مذكور افتاده است ، و با آنكه جنبهء تاريخ‌نويسى كلاسيك فارسى درين كتاب ضعيف است و مطالب شباهت بروايات قصاصان و داستانگزاران دارد ، نثر سادهء آن و ذكر بسيارى از رسمها و آيين‌هاى درويشان سرخ‌كلاه و آنچه در جامعهء ايرانى سدهء دهم ( و شايد بعد از آن ) مرسوم بود ، اين كتاب را در شمار يكى از اثرهاى قابل توجه درمىآورد . در اينجا ذكرى از تاريخ بسيار مهمى لازمست كه بقلم شاه تهماسب فراهم آمده و نام تذكره بر آن نهاده شده و به تذكرهء شاه تهماسب اشتهار يافته است . اين كتاب شمه‌يى از سرگذشت شاه تهماسب است كه بقلم خود او بنگارش درآمده و مشتمل است بر رويداده‌هاى دوران سلطنتش از سال 930 كه تاريخ جلوس اوست بر سرير پادشاهى ايران تا واقعهء بايزيد پسر سلطان سليمان ( 926 - 974 ) كه بسال 966 ه بر پدر شوريد و بايران پناهنده شد ، و تا مقدمات تسليم او به پدر در سال 968 . درين تذكره شاه تهماسب فقط - بذكر قسمتى از