ذبيح الله صفا

1565

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

رويداده‌هاى عهد خود توجه داشته است نه بذكر همهء آنها ، و بعيد نيست كه پادشاه در آغاز قصد نگارش تاريخى از پادشاهى خود داشت ولى در عمل بذكر قسمتى از وقايع اكتفا كرد . شيوهء نگارش ساده است ولى نويسنده در بيان توانايى چندان ندارد ، درحالىكه استشهادهاى او به بيتهاى متناسب كه در ضمن گزارشها مىآورد لطفى بگفتارش مىبخشد . اين كتاب يك‌بار در كلكته و بار ديگر در سال 1308 ه . ق در لايپزيگ ( آلمان ) و باز بسال 1343 ه . ق در برلين و نيز در تهران بطبع رسيد . احسن التواريخ ، كه بعد ازين دربارهء آن و مؤلفش امير حسن روملو سخن خواهم گفت ، بنابر نسخهء موجود در كتابخانهء ملى پاريس شامل دو بخش و مجموعا متضمن حوادث ما بين 807 و 985 است و اهميت آن بيشتر در شرح مفصل پادشاهى دوران شاه تهماسب و شاه اسمعيل دوم و آغاز پادشاهى شاه سلطان محمد خدابنده است و مؤلف بيشتر وقايع دوران شاه تهماسب و بعد از آن را از مشاهدات و اطلاعات مستقيم يادداشت كرده است . خلاصة التواريخ تأليف قاضى مير احمد قمى ابراهيمى كه آنچه از آن در دستست مربوطست بپادشاهان صفوى از آغاز تا رويداده‌هاى سال 1001 ه . دربارهء اين كتاب و مؤلف آن در شمار پارسىنويسان عهد سخن خواهم گفت . نقاوة الاثار فى ذكر الاخيار تأليف محمود بن هداية الله افوشه‌يى نطنزى شاعر و اديب سدهء دهم و يازدهم هجريست ، حاوى حوادث سالهاى 998 تا 1007 ، كه بسال 1350 ش در تهران بطبع رسيده است و بدان باز هم اشارتى خواهيم داشت . افضل التواريخ در تاريخ صفويانست در سه جلد : اول از عهد شيخ صفى الدين اردبيلى تا مرگ شاه اسمعيل ( 930 ه ) ، دوم تا رويداده‌هاى سال 995 يعنى عهد شاه تهماسب و شاه اسمعيل دوم و سلطان محمد خدابنده ، سوم سلطنت شاه عباس اول ( 996 ه ببعد ) . مؤلف آن ميرزا فضلى پسر زين العابدين پسر روح الله حسينى اصفهانى در مقدمهء كتاب گويد كه منظور از تأليف