ذبيح الله صفا
1530
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
نظير همين داستانست قصهء دختر فغفور چين كه پرسشهايى از عاشقان خود مىكرد و هركه را كه پاسخ نادرست مىداد مىكشت « 1 » . درينجا قصههايى را بنام : قصهء دختر شاه يمن و وزيران او آصف و كامكار و آثار عصمت ، و قصهء فرّخشاه امير شيراز و فرخزاد پسر وزير ، و قصهء دزد و قاضى ، و قصهء تميم انصارى مىافزايم « 2 » . در مجموعهيى از داستانها كه با عنوان « آوردهاند كه . . . » چاپ شده و مصحح آن همه را از عهد صفوى دانسته « 3 » ، چند داستان ديده مىشود كه غالبا تحريرهاى نسبته تازه از متنهاى كهنترى هستند و در بيشتر آنها عامل عشق ، اگرچه وجود دارد ، ولى محرك اصلى ماجراها نيست ، مانند : « حكايت خواجه بهاء الدين كه سنائى وزير ازو نزد پادشاه سعايت كرد و آخر او را كشتند » . جريان قصه بعهد معتصم عباسى در بغداد ارتباط مىيابد و خواجه بهاء الدين بازرگانى بود مورد لطف و محبت تام خليفه و سنائى وزير بر اثر عشقى كه بزوجهء او داشت او را نزد خليفه متهم ساخت ولى زن كه بزيور پارسايى آراسته بود خواجه سنائى را پيش خليفه رسوا و بقتل محكوم ساخت و شوى خود را از مهلكه بيرون كشيد « 4 » . « حكايت سيمرغ كه خواست قضا و قدر را بگرداند و نتوانست » « 5 » كه نسخههاى ديگر هم از آن ديدهام ، بروايت « شيخ بزرگوار سلطان المحققين و
--> ( 1 ) - نسخههاى موجود در اينديا آفيس بشمارهء فهرست 1239 ، و بودليان ؛ ترجمهء تاريخ ادبيات اته ص 222 . ( 2 ) - ترجمهء تاريخ ادبيات اته ص 221 و فهرست اينديا آفيس ، ج 1 ، س 544 و 545 . ( 3 ) - اين مجموعه را آقاى دكتر ابو الفضل قاضى زير عنوان « آوردهاند كه . . . » بسال 2535 شاهنشاهى ( - 1355 شمسى ) در شمار انتشارات دانشگاه ملى چاپ كردهاند . كيفيت نسخ داستانها و تاريخ و شرح آنها را در مقدمهء مصحح بخوانيد . ( 4 ) - مجموعهء مذكور ص 1 - 12 . ( 5 ) - ايضا همان مجموعه ص 13 - 33 .