ذبيح الله صفا
1527
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
جوهر نام كه بخوابش ديده و دلباختهء وى شده بود . آن كنيزك دختر قيصر روم بود كه اسلام آورده و از ديار خود گريخته و خواجهيى از شهر فارقليا او را نزد خود نگاه داشته و بپادشاهزادهء ايران فروخته و هموزنش گوهر ستانده بود . داستان سر دراز دارد و به خواندن مىارزد . نثرش روان و همراه با واژههايى است كه گاه كهنه به نظر مىآيد ، و معلومست كه تحريرى تازه از داستانى نسبة كهنه است . و باز اين قصه غير از قصهء ديگريست بنام گيتىآرا كه نسخهء آن بشمارهء فهرست 832 در كتابخانهء ديوان هند موجودست « 1 » و چنين آغاز مىشود : « راويان اخبار و ناقلان آثار چنين روايت مىفرمايند كه در ولايت چين پادشاهى بود عالىجاه انجم سپاه و پسرى داشت بحسن و كمال آراسته . . . الخ » . كتاب گل و هرمز افسانهييست آميخته از ماجراهاى قهرمانى و عشقى . درين كتاب ضمن بيان جهانگشاييهاى هرمز از عشق او بشاهزاده خانم « گل » سخن مىرود و مؤلف مىگويد كه ابراهيم شاه پادشاه استانبول تا هفتاد سالگى پسرى نداشت تا جانشين او شود و چون اخترشماران او را بفرزندى نويد ندادند همه را ببند افگند و در دژى بازداشت تا آنكه درويشى او را علاج كرد و به دو بشارت داد كه صاحب پسرى جهانگشا خواهد گشت . پس او دختر وزير خود را بزنى گرفت و ازو هرمز شاه بزاد و چون سالى چند برآمد بجنگ پادشاه مصر و مغرب و قبايل فرنگ رفت و . . . « 2 » قصهء گل و صنوبر يا قصهء گل با صنوبر با سرگذشت « سمن شاه » از ديار خاور آغاز مىشود و از آن نسخههاى مشروح و مختصر وجود دارد چنان كه نسخهء مندرج در يك مجموعه از كتابخانهء موزهء بريتانيا بشمارهء 1018 Egerton « 3 »
--> ( 1 ) - فهرست آن كتابخانه ، ج 1 س 536 . ( 2 ) - نسخهيى ازين داستان در مجموعهء 1931 . Suppl كتابخانهء ملى پاريس مندرجست . بنگريد بفهرست آن كتابخانه ، ج 4 ، ص 79 . ( 3 ) - ريو ، ج 2 ، ص 764 .