ذبيح الله صفا
1526
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
ازين دسته قصههاست داستان ملك محمد و شهربانو « 1 » كه بفرمان شاه عالم بهادر ( 1119 - 1124 ه ) از اصل هندى بدست منشى غيورى به فارسى درآمده و اختصاصا شعلهء آه نام يافته است « 2 » . داستان مسعود شاه و گيتىآرا كه يكى از نسخههاى موجود آن « 3 » در آخرهاى سدهء يازدهم هجرى تحرير شده ، داستان نسبة مشروحيست از غصهء فرزندجويى عزيز شاه پادشاه اصفهان . حديث فرزندخواهى چنان كه مىدانيم اساس بسيارى از داستانهاى ايرانيست و درين مورد عزيز شاه پس از ساليان از يكى از بانوان حرم خويش بنام معصومه داراى پسرى شد باسم مسعود شاه و اين پسر پس از رشد با ديدن تصوير شاهدختى زيبا بنام گيتىآرا عاشق او شد و براى وصال او خويشتن را بماجراهايى درافگند . نسخهء مشروحترى از همين داستان مسعود شاه وجود دارد بنام قصة الجوهر و قصهء محمد مسعود شاه پادشاه كه در سدهء دوازدهم در هند نويسانده شده و داراى چند مينياتور هندى نيز هست « 4 » . درين روايت مشروح محمد مسعود شاه پسر عزيز شاه پادشاه اصفهانست كه دلباختهء « نيك اقبال » دختر فرخفال وزير ، و نيز « گيتىآرا » گرديد . درين نسخه نويسنده داستان را از زبان جوانى بنام سلطان على كه بخانهء خود دعوتش كرده بود ، روايت مىكند . اين داستان را نبايد با داستان ديگرى بنام حكايت شاهزادهء ايران و جوهر اشتباه كرد . متن اين داستان در مجموعهيى از افسانهها ، [ كه مصحح و ناشرش آن را « آوردهاند كه . . . » ناميده و بعد ازين بتفصيل معرفى خواهم كرد ] ، آمده است ( از ص 115 ببعد ) و موضوع آن عشق شاهزادهء ايرانست بكنيزكى
--> ( 1 ) - ترجمهء تاريخ ادبيات فارسى اته ، ص 220 . ( 2 ) - نسخهيى از آن در كتابخانهء ديوان هند موجودست . بشمارهء فهرست 848 ( ج 1 س 542 ) ( 3 ) - فهرست بلوشه ، ج 4 ص 64 - 65 بشمارهء Suppl . 931 ( 4 ) - ضميمهء فهرست ريو ، ص 243 .