ذبيح الله صفا

703

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

و بملك الشعرايى مفتخر گرديد » « 1 » و شش سال آخر عمر را در دربار آن پادشاه مقتدر ادب‌دوست با سربلندى بسر برد . او نخستين شاعريست كه در دولت گوركانى هند مرتبهء ملك الشعرايى يافت و با شاعران بلندپايهء دربار اكبرى معاشر و مجالس بود تا بنابر نقل بداؤنى در منتخب التواريخ شب جمعه 27 رجب سال 980 ه در احمدآباد گجرات بمرگ ناگهانى درگذشت و بفرمان اكبر در « سرگنج » ، آرامگاه پادشاهان و مشايخ ، به خاك سپرده شد . اسمعيل پاشا در هدية العارفين سال مرگش را 988 ضبط كرده و غلطست . فيضى در تاريخ مرگ غزالى قطعهء زيرين را سرود كه در آن عبارت « سنهء نهصد و هشتاد » به حساب ابجدى نيز 980 است : قدوهء نظم غزالى كه سخن * همه از طبع خداداد نوشت نامهء زندگى او ناگاه * آسمان با ورق باد نوشت عقل تاريخ وفاتش به دو طور * « سنهء نهصد و هشتاد » نوشت غزالى شاعرى بود توانا ، فصيح ، پركار و باحال . قصيده‌هاى غراى او كه در مدح شاه تهماسب ، خان زمان ، جلال الدين اكبر و بعضى ديگر از بزرگان عهد سروده شد ، همراهست با هنرنماييهايى كه قصيده‌گويان سدهء هشتم و نيمهء اول سدهء نهم بسيار به آنها دل بسته بودند ، و به همين سببست كه در آنها بالتزام رديفهاى گوناگون و گاه دشوار بازمىخوريم و تجديد مطلعهاى متعدد در آنها مىبينيم كه گاه بهفت و هشت بار در يك قصيده مىرسد « 2 » . در همهء اين چكامه‌ها توانايى شاعر در سخنورى هويداست ، هم

--> ( 1 ) - بهارستان سخن ، مير عبد الرزاق خوافى ، ص 411 . ( 2 ) - مثلا در قصيدهء طولانى بمطلع ذيل : باز دست فتح شاهنشاه گردون‌اقتدار * كوس دولت زد بر اوج قبهء نيلىحصار بعد از مطلع اول هفت‌بار ديگر تجديد مطلع شده است و تمام قصيده هشت مطلع دارد و چنين كارى را با قافيه‌هاى ديگر چند بار در قصيده‌هايش تكرار كرده است .