ذبيح الله صفا

1398

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

مير ضياء الدين حسين بدخشانى ملقب به « اسلام خان » و متخلص به « و الا » از مرتبه‌داران عهد عالمگير اورنگ زيب بود و چه در عهد شاهزادگى و چه در دورهء پادشاهى او ( 1069 - 1118 ه ) ملازمت وى مىكرد و اتاليقى محمد خان پسر او را بر عهده داشت و چندى هم صوبه‌دار كشمير و اكبرآباد بود تا بسال 1074 درگذشت « 1 » . پسرش مير عيسى بدخشى ملقب به « همت خان » ( م 1092 ) هم در عهد اورنگ زيب مقامات بلند داشت و مير محمد افضل برادرزادهء او بود . ولادت مير محمد افضل در اله‌آباد اتفاق افتاد و همانجا تربيت شد و دانشهاى زمان را فراگرفت و به زودى در شعر نام برآورد و رخت اقامت در شاهجهان‌آباد دهلى افگند و اگرچه چندگاهى در اردوى پادشاهى جاى داشت ليكن به زودى عزلت اختيار كرد و در دهلى بارشاد مريدان اشتغال جست و همانجا بود تا بقول مير غلامعلى آزاد در ربيع الاول سال 1150 ه و بگفتهء محمد قدرت الله گوپامو در نتايج الافكار بسال 1151 درگذشت . آزاد ( در سرو آزاد ) نوشته است كه ثابت « در جميع اقسام شعر استادانه مىگويد ، خصوص در قصيده شأنى بلند دارد . ديوانش حاوى انواع سخن است . » نسخهء ديوان او كه در حدود سه‌هزار بيتست ، در كتابخانهء موزهء بريتانيا ديده شد . متضمن قصائد در توحيد و نعت پيامبر و ستايش امامان و بعضى از معاصران ، مثنوييى در رثاء شهيدان كربلا ، غزل ، رباعى ، قطعات و مخمسات ؛ و آن را پس از مرگش يكى از ارادتمندان وى بنام « بندعلى » گرد آورده و در آخر آن چنين گفته است : « آنچه مسودات حضرت مير و مرشد بر حق مير - افضل الدين محمد ثابت قدس الله سره العزيز بدست آمده غلام ازلى بندعلى

--> - * رياض الشعراء واله داغستانى ، خطى . * صحف ابراهيم ، خطى . * نتايج الافكار ، ص 134 . * فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى در كتابخانهء موزهء بريتانيا ، ج 2 ، ص 709 . * تاريخ محمدى ، مرآت آفتاب‌نما و جز آنها . ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به مآثر الامرا ، ج 1 ، ص 217 - 220 ؛ روز روشن ص 886 .