ذبيح الله صفا
1334
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
« شوكتا » از شاعران سدهء يازدهم و آغاز قرن دوازدهم هجريست . اسمعيل پاشا در ايضاح المكنون نوشته است كه وى از اعقاب پادشاهان بخاراست . پدرش چنان كه خود حكايت كرده [ تذكرهء حزين ، 66 ] در بخارا پيشهء صرافى داشت و او نيز تا چندگاه همان شغل را داشت تا آنكه گرفتار آزار و تاراج ازبكان گرديد و ناگزير زاد و بوم را رها كرد و در 1088 ه بهرات رفت و ملازمت بيگلربيگى خراسان صفى قليخان شاملو اختيار نمود كه بعد از عباسقلى خان شاملو استاندار خراسان بود « 1 » ، و مدتى دراز از مصاحبت و حمايت راقم مشهدى وزير خراسان [ كه شرح حالش گذشت ] برخوردار بود و او را در قصيدههاى خود مدح نمود و در مجلس او با شاعرانى چون مقيماى مشهدى و عظيماى نيشابورى همنشين بود و در مصاحبت همين وزير و شاعر دانشمند تخلص پيشين خود را كه « تارك » بود رها كرد و « شوكت » تخلص نمود ؛ ولى پس از چند سال ازينگونه ملازمتها كناره جست « و چون بغايت نازكدل و وارستهطبيعت بود از الفت اهل دل ملالت نموده نمدى خراسانى ساترتن ساخته سروپاى برهنه از خراسان عزم عراق كرده باصفهان رسيده در مقابرى كه منسوب بشيخ بزرگوار شيخ على بن سهيل بن ازهر اصفهانى قدس الله روحه العزيز در خارج حصار آن شهرست مكانى مأنوس اختيار كرده مأواى خود ساخت . چندى بصحبت نيكان و افاضل آن ديار و الفت با بعض شعرا
--> - * رياض الشعراء واله داغستانى ، خطى . * رياض العارفين ، تهران 1316 ، ص 364 - 365 . * فهرست نسخههاى خطى فارسى در كتابخانهء موزهء بريتانيا ، ج 2 ، ص 698 . * ايضاح المكنون ، ج 1 ، ستون 511 . * فهرست نسخههاى خطى فارسى در كتابخانهء ملى پاريس ، ج 3 ، ص 399 - 401 . * ترجمهء تاريخ ادبيات برون ، ج 4 ، تهران 1316 ص 175 . ( 1 ) - دربارهء ديگر افراد اين خاندان مانند حسين خان و حسنخان و مرتضى قلى خان شاملو بنگريد بتذكرهء نصرآبادى ص 20 - 25 و 27 و به همين جلد ، موارد مختلفى كه گذشت .