ذبيح الله صفا

1295

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

اين حال پر است از وصفهاى عالى و بيتهاى منتخب . اين مثنوى را سالك بپيروى از تحفة العراقين خاقانى و بر همان وتيره و همان وزن سروده و درين باره گفته است : خاقانى اگرچه اوستادست * اين سوخته هم سخن‌نژادست انگاره تراش او دروگر * تركيب نگار من سخنور او ساخته تحفة العراقين * من مىآرم محيط كونين چون قسمت هر كسيست چيزى * او گنج ربود و من پشيزى وى يك بار ديگر هم منظومهء خود را بدينگونه معرفى كرده است : اين رشحه كه هست رشك بحرين * نامش كردم محيط كونين محيط كونين سفرنامهء سالكست از قزوين بتبريز و از آنجا ببغداد و بشهرهاى مقدس شيعيان در عراق عرب و بازگشت بقزوين از راه همدان و سپس عزيمت از زادگاه خود بهندوستان از راه اصفهان و شيراز ، و وصف مشاهده‌ها و شرح ديدارهاى خود با بزرگان علم و ادب و ذكر عارفان و شاعران و نام‌آوران هر ديار . . . از همين رويها محيط كونين را ، بجز از ارزش ادبى و شعرى كه دارد ، مىتوان از جهت‌هاى ديگر نيز بمورد توجه و مطالعه درآورد . در اين مثنوى گاه غزلهايى بر همان وزن گنجانيده شده است ، و سالك آن را بسال 1061 ه در هند بپايان برده و گفته است : اين نسخه كه شد تمام در هند * شد پردهء صد كلام در هند اين لقمه دمى كه خوش‌نمك بود * تاريخ هزار و شصت و يك بود بشمر پى سال اين گزيده * « گلدستهء بوستان‌ديده » سالك در قصيده‌گويى مانند بسيارى از همعهدانش متوسط ولى در مثنوى ، چنان كه در محيط كونين و در ساقىنامه مىبينيم ، توانا بود . غزلهايش بشيوهء شاعران سدهء دهم با بيانى ساده است و در آنها انديشه‌هاى عرفانى و اخلاقى و تمثيل بسيار مىبينيم از ساقىنامه‌اش كه هزار و دويست بيت و متضمن قسمتهاى مختلفى است ، 557 بيت در تذكرهء پيمانه نقل شده است . ازوست :