ذبيح الله صفا

681

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

قزوين ولادت يافت و چنان كه از گفتار امير حسن روملو « 1 » و خواندمير « 2 » برمىآيد در دوران وزارت قاضى محمد كاشانى ( كه از سال 910 بفرمان شاه اسمعيل آغاز شده بود ) ، قاضى جهان ملازم وى شد و بتدريج در مدارج ترقى سير نمود چنان كه در سال 924 هنگام فتح رستمدار و مازندران بر دست دورمش خان يكى از دو نماينده براى مذاكرهء صلح « عالىجناب ، قدوة الاشراف و الاعيان قاضى جهان » بود « 3 » . در سال 930 پس از مرگ شاه اسمعيل كه آخرين وزير او خواجه جلال الدين خواند امير تبريزى و نخستين وزير شاه تهماسب را به دسيسهء امير الامراء ديو سلطان روملو در بوريا پيچيدند و وحشيانه سوزاندند « 4 » ، مقام وزارت بقاضى جهان مفوض گرديد ليكن چنان كه مىدانيم در اوايل پادشاهى شاه تهماسب ميان دو طايفهء استاجلو و تكلو بر سر وكالت پادشاه و در دست داشتن قدرت نزاع درگرفت « 5 » و در كشاكش اين احوال قاضى جهان بگيلان افتاد و مدتى دراز در زندان مظفر سلطا صاحب آن ولايت بسر برد و او بتحريك صوفيان نوربخشى كه مخالف قاضى جهان بودند آزار بسيار به دو رسانيد تا پس از فرونشستن آتش فتنهء مظفر سلطان از حبس رهايى يافت و با مشاركت امير سعد الدين عنايت الله خوزانى بر مسند وزارت نشست و بعد از بركنارى امير سعد الدين مذكور در منصب وزارت مستقل شد و پانزده سال باستقلال عهده‌دار اين شغل بود تا آنكه بر اثر پيرى و ضعف از آن مقام كناره گرفت و بسال 960 ه درگذشت « 6 » . در خلال اين احوال گوناگون مدتى هم « حكومت

--> ( 1 ) - احسن التواريخ ص 373 - 376 ذيل رويداده‌هاى سال 960 ه . ( 2 ) - حبيب السير ، چاپ تهران خيام ، ج 4 ص 560 . ( 3 ) - ايضا همان كتاب و همان جلد ، ص 560 . ( 4 ) - احسن التواريخ روملو ، ص 184 . ( 5 ) - ايضا ، ص 187 ببعد . ( 6 ) - ايضا ص 373 - 376 ؛ و نيز تذكرهء ميخانه ص 151 .