ذبيح الله صفا
1264
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
مىرفت » « 1 » و عدد بيتهايش را بعضى تا بيكصد هزار بالغ دانستهاند . وى بر رويهم شاعريست متوسط . ديوان غزلهايش را كه نزديك به 1200 بيت دارد [ بشمارهء 2849 . Or كتابخانهء موزهء بريتانيا ] خوانده و سخنش را بر منوال سخنوران پايان سدهء نهم و آغاز سدهء دهم و بر پايهيى نهچندان كوتاه يافتهام . او يك مثنوى بنام « دولت بيدار » باستقبال از مخزن الاسرار نظامى سرود كه نديدهام . ميرزا محمد طاهر نصرآبادى اين دو بيت را از آن نقل كرده : خامهء من تير شد از راستى * دور ز ننگ كجى و كاستى تير چو بىپر نشود كارگر * گشت سه انگشت بر او چون سه پر و باز نصرآبادى سه بيت زيرين را در صفت تفنگ ازو آورده است كه تازگى دارد : اى راست رو تفنگ شهنشاه كامران * در راستى و پردلى خود يگانهاى روشندلى و راستنهادى و فتنهجو * مارى و مهره دارى و صاحب خزانهاى در پايه ارجمند و در آوازهاى بلند * ز آن دست برگرفتهء شاه زمانهاى از غزلهاى اوست : درازى مژه بين آن دو چشم جادو را * كه مىزند سر مژگانش شانه ابرو را سياهبختى ما در نظر ترا نايد * چه التفات بسرمه است چشم آهو را كسى كه چشم ببستان مىگشاد چو من * ز شرم ننگرد از دور باغ مينو را به چشم آينه شد گرچه ذره ذرهء خاك * نديده جز رخت آيينهء سخنگو را به چشم مست مكن جور كامتحان نكند * ز جهل مردم بيمار زور بازو را كجا به سنگ كشد زر ز راه نادانى * بود دو چشم بانصاف اگر ترازو را نشان وحدت صرفست نقطهء دهنش * كه صد كتاب شود گر بيان كنم او را رسد ز نكهت زلف تو بوى دل بمشام * ولى كجاست مشامى كه يابد اين بو را *
--> ( 1 ) - سرو آزاد ، ص 82 .