ذبيح الله صفا
1257
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
از ديوان غزلها و رباعيها و مثنويهايش نسخههايى در هند و خارج از آن ديار پراگنده است و يك بار بسال 1845 در لكنهو و بار ديگر در مدراس طبع شد . نسخهيى از ديوان او را در كتابخانهء ملى پاريس بشمارهء 956 . Supp ديدم كه پيرامون 1300 بيت غزل و رباعى دارد و آن را ناسخ به « غنى لاهيجى » نسبت داده . ادگار بلوشه ( فهرست ، ج 3 ، ص 395 ) نيز همين اشتباه را تكرار نموده ديوان مذكور را از غنى لاهيجى ( از ملازمان خان احمد گيلانى ) دانسته و با اين وصف تمام مشخصات حال غنى كشميرى را به دو نسبت داده است . بعد از مطالعه معلوم شد كه آن نسخه دفتريست از شعرهاى همين غنى كشميرى . غنى كشميرى از شاعران تواناى پارسىگوى در هندوستان و از جملهء سرآمدان آنان بود . ناقدان سخن فارسى در هند او را بنازكى خيال و توانايى بسيار در بيان معنيهاى دقيق و مضمونهاى باريك ستوده و از راه مبالغه نوشتهاند كه « طرز كلامش حلاوتى و بهار اشعارش طراوتى دارد كه زبان قلم و قلم زبان در بيان آن لالست . معانى خاص و مضامين تازه كه در اشعار وى كه بيشتر به طرز ايهامست ، يافته مىشود ، در كلام هيچيك از موزونان عالىفكر پيدا نيست . الحق او پايهء سخنورى را بدرجهء بلند سخن بجايى رسانيده كه مستعدان صاحب كمال در پيروى و تتبع آن چقدر عرق - ريزى و سعى به كار مىبرند تا خود را اندكى بدان آشنا مىسازند . چنين معنى بند خوشقال و مدعا و مثلگوى نازكادا از خطهء كشمير بلكه تمام اقليم هندوستان برنخاسته » ( بهارستان سخن ) . اگرچه در اين اظهارنظر مير - عبد الرزاق كار مبالغه بسيار بالا گرفته است اما حق اينست كه غنى را از جملهء شاعران و سخنورانى در هند بدانيم ، كه بشيوهء سخنگويان عهد ، توانسته است خوب از عهدهء بيان خيالهاى دقيق خود در زبان استعاره و ايهام برآيد . سخنان خيالانگيز و نكتههاى پرمعنايى كه قالبهاى لفظى از افادهء مقصود آنها عاجز باشند در شعر او كم نيست . چاشنى عرفان بگفتارش غالبا جلوههاى دلپذير مىدهد . با آنكه از زمانه فرصت كافى نيافت در طى مدارج سخنورى دور از توفيق نبود .