ذبيح الله صفا

1243

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بمنتهاى متمنا مىرسيدند . افصح المتأخرين ميرزا صائب تبريزى چون از ايران بكابل رسيد از گرم‌جوشى و دريابخشى او دل‌بستهء صحبتش گرديده مدتها بهمراهى خان مذكور در هندوستان بسر برد چنان كه گويد ، بيت : خان خانان را ببزم و رزم صائب ديده‌ام * در سخا و در شجاعت چون ظفرخان تو نيست و او انتخاب اشعار شعرايى كه با وى رابطهء اخلاص داشتند به خط هركدام نويسانيده بر پشت هر ورق صورت آن معنى سنج مصور ساخت . خود نيز شعر را بكمال رسانيده . ازوست : بتيغ بىنيازى تا توانى قطع هستى كن * فلك تا افگند از پا ترا خود پيشدستى كن » « 1 » همچنانكه از گفتار مير عبد الرزاق برمىآيد ، ظفر خان از مشوقان بسيار بزرگ شاعران پارسىگوى و از ترويج‌كنندگان گرم‌رو زبان و ادب پارسى در هندست و درين راه از سنت خانوادگى خود كه خاندانى خراسانى بود ، پيروى مىكرد ، و چون مردى بلندهمت و بخشنده و گشاده‌دست بود ، شاعران از هر سوى بدرگاه او روى مىآوردند چنان كه بايد گفت ظفر خان احسن از ايرانيانيست كه توانست سنت ايرانى ديگر يعنى ميرزا عبد الرحيم خانخانان را در سخن‌پرورى و شاعرنوازى در هند تجديد كند و يا آن را ادامه دهد . خصلت شاعرپرورى ظفر خان از آنجا نشأت مىكرد كه او خود شاعر بود و ازينروى معاشرتش با شاعران شيوه‌يى دوستانه داشت و بزرگانى همچون كليم و قدسى و صيدى و صائب ازين خوى و خصلت او كامياب بودند . از ميان شاعران بزرگ عهد ، ميرزا محمد على صائب بيش از همه بوى اختصاص داشت و چند قصيده در مدح وى سرود و در آنها گذشته از ستايش‌هاى عادى شاعران مديحه‌گو سخندانى ظفر خان را نيز مورد ستايش قرار داد . ظفر - خان هم بصائب ارادت بسيار مىورزيد و شيوهء او را در سخنورى دنبال مىكرد و در اين باب گفت : طرز ياران پيش احسن بعد ازين مقبول نيست * تازه‌گوييهاى او از فيض طبع صائب است

--> ( 1 ) - مآثر الامرا ، ج 2 ، ص 760 - 762 .