ذبيح الله صفا
1242
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
پدرش خواجه ابو الحسن ( 972 - 1042 ) « 1 » در عهد جلال الدين اكبر ( 963 - 1014 ه ) بهند رفت و با حرمت در دربار پذيرفته شد و وزارت شاهزاده دانيال پسر اكبر و صدارت دكن بوى تفويض گرديد و در عهد پادشاهى جهانگير ( 1014 - 1037 ) از دكن بپايتخت خوانده شد و عنوان « ميربخشى » را كه از منصبهاى بلند بود ، به دو واگذاشتند و پس از مرگ اعتماد الدولهء تهرانى بپايهء وزارت اعلى ( ديوانى كل ) و منصب پنجهزارى ذات و پنجهزار سوار ارتقاء جست و در سال نوزدهم جهانگيرى ( 1033 ) با حفظ آن مقام صوبهدارى كل كابل نيز بر عهدهء او قرار گرفت و چون او بايفاى وظيفههاى دربارى و مملكتى مشغول بود پسرش احسن الله با لقب « ظفر خان » بوكالت پدر مأمور كابل گرديد ؛ در عهد پادشاهى شاهجهان ( 1037 - 1068 ه ) خواجه ابو الحسن بمنصب ششهزارى و ششهزار سوار ارتقاء يافت و در سال 1041 صاحب - صوبگى كشمير به دو ارزانى شد ولى نظر ببلندى مقام و سالخوردگى از ملازمت پادشاه دور نگرديد و باز پسرش ظفر خان بنيابت پدر معين گشت و چون سال بعد يعنى در 1042 ه خواجه ابو الحسن در هفتاد سالگى بدرود حيات گفت ، همان منصب صوبهدارى كشمير اصالة با منصب سههزارى و دوهزار سوار و علم و نقاره بظفر خان احسن واگذار گرديد و او مدتها در حكومت كشمير بر قرار بود و در آن ميان سرزمين تبت را تسخير نموده بر امپراطورى تيموريان هند افزود و در پايان حيات چند سالى در لاهور برسم گوشهگيرى بسر مىبرد و ساليانه چهلهزار روپيه وظيفه داشت تا بسال 1073 ه در آن شهر بدرود حيات گفت و در مقبرهء پدر مدفون شد . « گويند ظاهرش بسيار محقر و كوتاهقد بود . . . اما در رسايى دانش و درستى تدبير يكتايى داشت . . . و خالى از كمال نبود . . . با آنكه خواجه [ ابو الحسن تربتى ] سنى بود اما ظفر خان در تشيع تعصب تمام داشت . زرهابه مردم ايران مىداد ، خصوص در حق شعر اطرفه بذل و كرم مىفرمود . سخنوران صاحب استعداد دل از اوطان برداشته روى اميد بدرگاهش مىگذاشتند و
--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد بمآثر الامرا ، ج 1 ، ص 737 - 739 .