ذبيح الله صفا

1194

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

غير از ركن الدين مسعود دو پسر ديگر داشت بنام : نصير الدين ( حكيم نصيرا ) و قطب الدين ( حكيم قطبا ) . طالب آملى پسرخالهء آنان بود و نصيرا دخترخالهء خودستى النساء بيگم ( خواهر طالب ) را بزنى داشت . پسر حكيم قطبا هم يكى از دو دختر طالب آملى را بحبالهء نكاح درآورد . ركن الدين مسعود كه نامش را در تذكره‌ها بتفاوت « حكيم ركناى مسيح » و « حكيم ركناى مسيحى » و « حكيم ركناى كاشى » يا « مسيح » آورده‌اند از آغاز جوانى پزشكى و شاعرى را با هم جمع كرده بود و درين هر دو فن شهرت داشت . مير تقى الدين كاشى مقارن سال 992 كه ركن الدين براى ديدار پدرش بقزوين رفته و در آنجا چندى بيمار شده بود ، او را ديده و شرحى مقرون بستايش بسيار درباره‌اش نوشته و گفته است « جوانيست بجودت طبع و حدّت ذهن آراسته و بزيور صنوف علوم و فنون فضائل پيراسته و در علم معقول و منقول مهارتى زياده از وصف حاصل كرده خصوصا در علم طب كه در آن وادى بحسب ارث و استحقاق مدخل مىنمايد و . . . كتابى عربى در فن معالجات در غايت تنقيح و لطافت . . . تأليف فرموده‌اند و آن را ضابطة العلاج نام نهاده . . . و با اين حالات در وادى خوشنويسى قلم نستعليق شريك غالب خوشنويسانست و در اين اثنا بعضى اوقات شريف را بنظم غزليات رنگين و قصايد متين و رباعيات دلنشين مصروف مىسازد و مىتوان گفت كه در سلك شعراى انام و مشاهير بلغاى ايام انتظام دارد . . . و در طرز غزل و رباعى و مثنوى نيز اشعار لطافت آيات . . . دارد . . . » اين تاريخ 992 ه كه مير تقى الدين كاشى مقارن آن از حال ركناى جوان سخن مىگفت نوزده سال زودتر از تاريخ 1011 ه است كه ابو الفضل علّامى در اكبرنامه آن را سال ورود حكيم ركنا بهند گفته است « 1 » ؛ و نيز اين تاريخ يعنى 992 چهار سال پيش از ورود شاه عباس در هجده سالگى بقزوين و جلوس بر تخت پادشاهى بود . و حكيم ركنا كه تفاوت سنى بزرگى با پادشاه جوان نداشت به خدمت او پذيرفته شد و در پيشگاه وى

--> ( 1 ) - اكبرنامه ، چاپ كلكته ، ج 3 ، ص 816 .