ذبيح الله صفا

1167

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

باقتضاى قضا كار خويش را بگذار * كه سعى بيهده پاپوش مىدرد ، مَثَل است بلند و پست جهان هرچه هست در كار است * ز حكمت است كه انگشتها برابر نيست جان بده اول سليم آخر قبول عشق كن * عهد را هركس كه آسان بست آسان بشكند . . . 78 - قاسم مشهدى « 1 » ملا محمد قاسم مشهدى مشهور بديوانه و متخلص بقاسم از غزل‌سرايان سدهء يازدهم هجريست . ولادتش در مشهد اتفاق افتاد و از آنجا در پى تحصيل ادب باصفهان رفت و در صف شاگردان ميرزا صائب درآمد و در اين باره از راه تفاخر چنين گفت : سرور عقل بشاگردى من فخر كند * قاسم امروز كه صائب بود استاد مرا و در شعر شيوهء استاد خود را تقليد و تتبع مىكرد و مضمونهاى باريك و خيالهاى تازهء بسيار دارد با بيانى كه گاه روان و وافى بمعنى است و گاه بسيار مبهم و نامفهوم . وى مانند بسيارى از معاصرانش بهند رفت « 2 » و همانجا ماند تا بقول صاحب

--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * بهارستان سخن ، ص 566 - 567 . * صحف ابراهيم ، خطى . * سرو آزاد ، ص 122 - 123 . * نتايج الافكار ، ص 564 - 566 . * رياض الشعرا ، خطى . * فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى در كتابخانهء موزهء بريتانيا ، چارلز ريو ، ج 2 ص 707 . ( 2 ) - ريو اقامتش را در هند سال 1136 نوشته كه بر فرض شاگرديش در نزد صائب ( م 1081 ) تصور نمىرود درست باشد . گويا اصلا 1036 بود ( ؟ )