ذبيح الله صفا

1041

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

تهماسب بتازى نوشت « 1 » . و اما پسرش بهاء الدين محمد ( شيخ بهايى ) بسال 953 در بعلبك ولادت يافت و در خردسالگى بهمراه پدر و خاندانش بايران آمد و با برادرش عبد الصمد در محضر پدر و بعضى از عالمان ديگر تربيت يافت و در ادب عربى و فارسى و دانشهاى دينى و بعضى از دانشهاى عقلى بويژه رياضى مهارتى حاصل كرد و چنان كه ديده‌ايم بهمراه پدر چندگاه در اصفهان و قزوين و مشهد و هرات گذراند و جز اصفهان خانه‌يى در مشهد داشت ، و هنگامى كه پدرش بديار عرب بازمىگشت عهده‌دار كارهاى وى شد تا منصب شيخ الاسلامى يافت و پس از چندى به زيارت حج رفت و سپس مدتى كه آن را سى سال نوشته‌اند « 2 » بسياحت پرداخت و آنگاه بايران بازگشت و از آن پس در اصفهان ملازم درگاه شاه عباس و از مقربان او بود و با عالمان مشهورى مانند مير محمد باقر داماد در آن شهر معاشرت داشت و بتأليف كتابها و ساختن منظومها و تربيت شاگردان خود سرگرم بود تا در هشتاد و اند سالگى بسال 1030 يا 1031 درگذشت و تاريخ مرگش را « بىسروپا گشت شرع و افسر فضل اوفتاد » يافتند ، ولى اينكه بعضى « 3 » سال وفاتش را تا 1032 و 1035 پيش برده‌اند اشتباه كرده‌اند . جسدش را بمشهد انتقال دادند و در خانه‌يى كه آنجا داشت به خاك سپردند . شيخ بهايى شاگردان معروفى در دانشهاى دينى و ادب عربى داشت مانند عز الدين حسين بن حيدر كركى عاملى ، سيد حسين بن سيد حسن موسوى ، شاه محمود حسنى شيرازى ، محمد بن احمد معروف به ابن خاتون ، شيخ محمد

--> ( 1 ) - دربارهء او و اثرهايش بنگريد بروضات الجنات ، ج 2 ، ص 338 - 346 و كتابهاى مربوط ديگر و نيز همين جلد ص 268 . ( 2 ) - روضات ، ج 7 ، ص 62 . ( 3 ) - رياض العارفين ص 72 ، امل الآمل ج 1 ص 158 دربارهء قولهاى ديگر مربوط بسال مرگش بنگريد به روز روشن ص 121 ، روضات الجنات ج 7 ص 59 و 62 و مأخذهاى ديگر .