ذبيح الله صفا
1040
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
به « بهايى » و معروف به « شيخ بهايى » از جملهء عالمان و شاعران معروف سدهء يازدهم هجريست . پدرش شيخ عز الدين از عالمان دينى جبلعامل لبنان بود و در شهر بعلبك سكونت داشت و از آنجا در عهد شاه تهماسب صفوى با خاندان خود بايران مهاجرت كرد و سه سال در اصفهان ماند و سپس بدعوت شاه تهماسب بپايتخت او قزوين سفر كرد و شيخ الاسلام آن شهر شد و هفت سال آنجا بود و سپس بمشهد و از آنجا بهرات رفت و هشت سال با همان درجهء شيخ الاسلامى در آن شهر بماند و آنگاه بقزوين بازگشت و با كسب اجازه از پادشاه به سفر حج رفت ليكن پسرش بهاء الدين محمد و پسر ديگرش ابو تراب عبد الصمد « 1 » در ايران بازماندند ، و او خود در بحرين ( - بحران ، الاحساء ) سكونت گزيد و همانجا بود تا بسال 984 درگذشت . وى تمايل بتصوف داشت و تأليفهايى در فقه دارد كه از آن ميان بعضى را مانند رسالهء طهماسبيه و رسالهء العقد الطهماسبى معروف به « وسواسيه » به خواهش شاه
--> - * روز روشن ، تهران ، ص 121 - 122 . * روضات الجنات فى احوال العلماء و السادات ، ج 7 ص 56 - 84 . * هفت آسمان ، كلكته 1873 ، ص 139 - 140 . * احوال و اشعار فارسى شيخ بهايى ، سعيد نفيسى ، تهران 1316 . * ريحانة الادب ج 2 ، ص 382 - 398 . * تاريخ عالمآراى عباسى ، ص 967 - 968 . * فهرست كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ج 2 ص 172 ، 228 ، 289 ، 590 ؛ ج 3 ص 2308 ، 2370 - 2372 . * فهرست كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالار ، ج 1 ص 71 - 72 . * فهرست نسخههاى فارسى كتابخانهء موزهء بريتانيا ، چارلز ريو ، ج 2 ص 967 - 968 . * كليات شيخ بهايى ، تهران كتابخانهء سنائى ، بىتاريخ . * دائرة المعارف اسلام ، چاپ جديد ، ج 1 ، ص 448 - 449 . و جز آنها . ( 1 ) - اين عبد الصمد همانست كه شيخ بهايى فوائد الصمديه را براى او نوشت . وى قاضى هرات بود .