ذبيح الله صفا
980
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
ديوان او شامل قصيده ، غزل ، تركيببند ، قطعه و رباعيست كه بدههزار و چهارصد بيت برمىآيد و با ساقىنامهاش به 14500 بيت بالغ مىشود . در جزو رباعيات او يك مجموعهء شهرآشوب هم ديده مىشود ، رباعيهاى بسيارى دارد دربارهء روز عاشورا ، شهيدان كربلا خاصه حسين بن على ( ع ) و نيز در ستايش امامان . گذشته از آنها رباعيهاى عاشقانه و عارفانهء بسيار سروده و اعتقاد دينى و مذهبى او از رباعيهايش بيش از ديگر اقسام شعر مشهودست . ساقىنامهء ظهورى بنام نظامشاه برهان ثانى ساخته شده و هم از آغاز بسبب تازگى مطلب و برداشتهاى ويژهء شاعرانه و عارفانه و تفصيل شهرت يافته است . « بخشى الملك همت خان ولد اسلام خان بدخشى عالمگيرى قريب صد و بيست ساقىنامهء سخنسنجان تازهگو جمع كرد ، كلام هيچكس به آن نرسيد » « 1 » . قصيدههاى ظهورى سرآمد اثرهاى اوست كه باقتفاى قصيدهگويان بزرگ پيشين تنظيم شده است و اگرچه بيشتر سخنشناسان همعهد و پس ازو خواستهاند او را در اين راه با استادان بزرگى از قبيل عمادى شهريارى و اثيرا خسيكتى مقايسه كنند [ خلاصة الاشعار مير تقى الدين كاشى ] و يا تجديد - كنندهء رسم استادان مسلم قديم بشمرند [ مآثر رحيمى ملا عبد الباقى نهاوندى ج 2 ص 393 - 394 ] ، ولى حقيقت آنست كه او در قصيدههاى خويش بيشتر جانب لفظ را گرفته و درين راه هم آنچنانكه پنداشتهاند قادر نبوده است و بيتهاى سست و مبهم در قصيدههايش گاه يافته مىشود ، و درين ميان نبايد فراموش كرد كه او از اطلاعات علمى خود در خلق تعبيرها و تشبيهها و استعارههايى ، بر رسم استادان قديم ، استفاده مىكرده « 2 » ، و بساختن قصيدههاى
--> ( 1 ) - بهارستان سخن ، ص 428 . ( 2 ) - از آن جمله بيتهاى زيرين را كه نخستين در مدح ممدوح و دو بيت ديگر در وصف فيل اوست ، بخوانيد : بقطع و فصل چنان ماهرست اگر خواهد * كند جواهر و اعراض را جدا از هم حكيم خرق فلك را چرا محال نهاد * مگر ز صدمت دندان او نداشت خبر گر انحناى خط استوا اراده كنى * بگو كه در خم خرطوم سازدش چنبر