ذبيح الله صفا

939

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

چون چندگاهى بدين وتيره گذشت از درگاه سپهسالار كناره گرفت و بولايت مالوه رفت ولى در آنجا بيمار شد و نذر كرد كه اگر شفا يابد به زيارت حرمين شتابد و چنين كرد و سه سال در مكه و مدينه و بقعه‌هاى متبرك شيعه گذراند و باز بهند برگشت و در برهانپور بملازمت خانخانان رسيد ولى اين بار هم اقامتش در درگاه سپهسالار دير نپاييد و از برهانپور عازم اگره شد و بسفارش زمانه بيگ مهابتخان « 1 » در سال 1019 بدربار نور الدين محمد جهانگير پادشاه معرفى شد و نزد آن پادشاه تقرب بسيار حاصل كرد چنان كه بفرمان او صدارت دهلى بوى تفويض گرديد « 2 » و آنجا بود تا بسال 1023 بدرود حيات گفت . تاريخهاى ديگرى كه پيش و پس اين سال ذكر كرده‌اند همه باطلست . جسمى همدانى بنقل عبد الباقى نهاوندى در مآثر رحيمى « صدر دهلى رفت » ( - 1023 ) را تاريخ اين واقعه يافت و مير الهى همدانى نيز همين تاريخ را در قطعهء زيرين ذكر مىكند : روزى كه كشيد كلك تقدير إله * بر خاك شكيبى رقم طاب ثراه گفت از پى تاريخ الهى ناگاه * « واويلا وامصيبتا واشوقاه » ( 1023 ) شكيبى از شاعران خوش‌سخن عهد خود و در ميان همعصران بجودت طبع سليم معروف بود . ساقىنامهء او كه بنام ميرزا عبد الرحيم خانخانان سروده مشهورست . خان در برابر اين منظومه ده‌هزار روپيه برسم صله بوى داد . فخر الزمانى كه معاصر و معاشر او بود درباره‌اش نوشته است كه « تتبع بسيار نموده بود و سخنان خوب بىشمار بخاطر داشت ، مجلس‌آرايى شيرين‌زبان و

--> ( 1 ) - رجوع شود به همين جلد ، ص 475 - 476 . ( 2 ) - مير غلامعلى آزاد مىگويد كه او از ميرزا عبد الرحيم خانخانان در سال 1018 درخواست گوشه‌نشينى كرد « خانخانان براى او سيورغالى و صدارت دهلى از درگاه جهانگيرى برگرفت به اين تقرب در دار الخلافهء دهلى بدل جمعى فروكش كرد تا آنكه در سنهء ثلث و عشرين و الف محمل سفر بعالم ديگر بست » ( سرو آزاد ، ص 30 ) .