ذبيح الله صفا

924

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

ميرزا محمد طاهر نصرآبادى و عبد النبى فخر الزمانى قزوينى هم بر اين عقيده‌اند و اين آخرى ديوان او را بجز آنچه در ايران سروده بود بسه‌هزار بيت تخمين زده است كه از آن جمله دوهزار بيت مثنوى در برابر خسرو و شيرين نظاميست و آن همان « نورنامه » است كه آصفخان باسم نور الدين جهانگير گفته و بنام او ناميده و جهانگير خود در تزوك خويش بدان اشاره كرده و گفته است « خسرو و شيرين بنام من نظم كرده مسمى بنورنامه » . اين منظومه بدين بيت آغاز مىشود : خداوندا رهى از غيب بنماى * ز غيبم چشم دل بر عيب بگشاى اگرچه شهرت آصفخان بيشتر بر سر نظم همين منظومهء دوهزار يا دو هزار و پانصد بيتى ( ببحر هزج مسدس مقصور و محذوف ) حاصل شده است ولى او بساير اقسام شعر هم مىپرداخت . نسخه‌يى از كلياتش بشمارهء 3274 Or در كتابخانهء موزهء بريتانيا ديده شد كه قسمت نخستين آن منظومهء نورنامه و بخش دوم آن قصيده و غزل و ترجيع و رباعيست . قصيده‌هايش در مدح اكبر و جهانگير است و شاعر بر اين ديوان خود مقدمه‌يى بنثر نوشته و شمه‌يى از سرگذشت خود را تا برخوردارى از رعايتها و نيكوداشتهاى جهانگير بيان كرده و شرحى مستوفى در ستايش او نوشته است . سخن او در همهء انواع شعرش در عين روانى منتخب و استوار و خالى از هرگونه عيب تعقيد و ابهام و ضعف تأليف است و در همهء آنها خاصه در نورنامهء او به تعبيرهاى بسيار لطيف مقرون باحساسات و عواطف گرم باز مىخوريم . ازوست : مرا حرفى بدل افروخت آذر * كه شب پروانه گفتى با سمندر ترا اين شعله ز اسباب حياتست * مرا آتش ترا آب حياتست ز خاميهاى تو جان بردم از رشك * و گر مىسوختى مىمردم از رشك مرا معشوق بايد داغ دل نه * اگر آتش نسوزد خاك ازو به * خداوندا دلى ده شاد از اندوه * در او گنجايش غم كوه تا كوه