ذبيح الله صفا

898

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

سدهء يازدهم هجرى و به حق از بازماندگان نام‌آور استادانيست كه در پايان قرن نهم و آغاز قرن دهم در خراسان مىزيستند و آيين سخنوران پيشين را در گير و دار دشوارىهايى كه در راه فرهنگ ايرانى پديد مىآمد ، پاسدارى مىكردند . مير تقى الدين كاشانى اصل او را از « جوين » دانسته است . درست يا نادرست خود او از نيشابور بود و اگرچه زندگانيش با اشتغال ببازرگانى آغاز يافت ، هم از ابتداى حيات بكسب علم و ادب پرداخت و زبان بشاعرى گشود و در ديار خويش نام برآورد و سپس همچنانكه تقى الدين نوشته و بعد ازو ديگران نقل كرده‌اند در ابتداى جوانى برسم تجارت از خراسان بيرون رفت و « بواسطهء ميل بشاعرى و اختلاط خوش‌طبعان اشعار نيكو در جواب شعرا گفته منظور نظر و مقبول خاطر مستعدان عراق و آذربايجان گرديد » . مير تقى الدين دنبال همين سخن گفته است كه نظيرى بسال 992 در كاشان بود و چند بيت از غزلهاى خود را به دو داد . نظيرى اين كار را در سال 1001 با فرستادن چند قصيده از هند و در سال 1013 با ارسال ديوانى مشتمل بر اقسام شعر نزديك بچهارهزار بيت براى صاحب خلاصة الاشعار تكرار كرد . كار نظيرى در سفر عراق و آذربايجان ، بجز بازرگانى ، معاشرت با شاعران و تمرين شاعرى و جواب گفتن غزلهايى بود كه در محفلهاى ادبى مطرح مىشده است ، تا آنكه سفر هند در پيش گرفت و در اگره به خدمت ميرزا عبد الرحيم خانخانان ( م 1036 ) پيوست و اولين قصيدهء خود را در ستايش او سرود و افتخار ملازمت وى حاصل كرد . تاريخ سفر نظيرى بهند بنابر بعضى قرينه‌ها سال 992 يا شايد اوايل سال 993 بود و بعد ازين تاريخ اگرچه نظيرى بمعرفى خانخانان بدربار جلال الدين اكبر راه يافت و آن پادشاه و فرزندانش را چندبار مدح گفت ، ليكن اختصاص خود را بدستگاه هنرپرور و ادب‌دوست خانخانان همچنان حفظ نمود « و در صلهء قصايد مدحيهء او