ذبيح الله صفا
886
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
مختلفى تقسيم مىشود كه شاعر در آنها موضوعهاى گوناگونى مانند توحيد ، تعريف سخن ، صفت شراب و ساقى ، تعريف بهار ، مخاطباتى با ساقى و مغنى ، مدح ممدوح ، مناجات و جز آنها را مطرح كرده است . مثنوى سوز و گداز وى جداگانه شناخته خواهد شد و از آن و از ساقىنامهاش يك جا و باجزاء نسخههاى متعدد موجودست . نسخهيى از ديوانش در حدود چهارهزار بيت بشمارهء 1089 . Supp در كتابخانهء ملى پاريس ديده شد . منظومهء مشهور نوعى « سوز و گداز » است در بحر هزج مسدس مقصور يا محذوف نزديك بپانصد بيت ، و آن هم از عهد شاعر بسيار مقبول و رايج بود و « متضمن قصهء دردناك هندويى تازهنهال چمن جوانيست كه در شب طوى با ساز و سامان سوداگرى از بازار مسقف مىگذشت ، سقف فرود آمد [ و جوان به خاك هلاك افتاد ] و عروس كه در كمال رعنايى و زيبايى بود . . . خود را پروانهوار بر آتش سوزان زد و تودهء خاكستر گرديد » « 1 » . گويند ، و شايد بطريق جعل گفته باشند ، كه هرچه اكبر آن دختر را از خودسوزى منع كرد فايده نداشت و با همه وعدههاى مال و نعمت كه به دو دادند از پيروى آيين خود بازنايستاد . نوعى اين داستان را بنام شاهزاده دانيال در يك هفته سرود « 2 » و آن بانگليسى ترجمه و بسال 1912 م در لندن چاپ شد . از آن نسخههاى متعدد در ايران و هند و فرنگ موجودست و يكبار بسال 1284 ه ق در پايان نخستين جلد اكبرنامهء ابو الفضل علّامى در لكنهو و اخيرا بچاپ سربى در پاكستان بطبع رسيد . اگرچه نوعى مدعيست كه در نظم اين داستان « ره نارفته » پيموده است ، و نيز اگرچه نويسندگان احوال نوعى گفتهاند كه او منظومهء سوز و گداز
--> ( 1 ) - بهارستان سخن ، ص 437 . ( 2 ) - گويد : لعاب شعله بر كاغذ تنيدم * گهر در رشتهء آتش كشيدم بمستى آن ره نارفته رفتم * ره يك ساله در يك هفته رفتم