ذبيح الله صفا

887

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

را بشرح يك واقعهء حقيقى كه در عهد اكبر پادشاه اتفاق افتاده بود ، اختصاص داده و درين كار مبتكر بوده است ، ولى حقيقت خلاف آنست كه گفته است و گفته‌اند . پيش ازين در شرح حال حسن دهلوى ديده‌ايم كه او مثنوى كوتاهى در ششصد و شش بيت ببحر هزج مسدس مقصور يا محذوف دارد بنام « عشق نامه » و نوشته‌ام كه « موضوع اين منظومه داستان عشق جوانيست از هندوان بدخترى و مردن آن دختر و سوزاندن او بمذهب هندوى و سوختن عاشق بر موافقت معشوق » « 1 » . حسن تصريح كرده كه آن داستان را خود نيافريده بلكه از آنچه در ميان خلق رواج داشته گرفته است « 2 » . پس موضوع منظومهء سوز و گداز تازه نيست و تنها تفاوتش با آنچه از قديم در بين هندوان رواج داشته آنست كه در روايت حسن دهلوى نخست دختر مرد و آنگاه پسر خود را در كنار او به آتش افگند و در روايت نوعى نخست پسر با فرو ريختن سقف بازار كشته شد و سپس دختر خود را به آتش سوخت . وزن هر دو منظومه نيز يكيست و اصلا بعيد به نظر نمىآيد كه نوعى در سرودن سوز و گداز به « عشق‌نامهء » حسن دهلوى نظر داشته و از آن تقليد كرده باشد . نوعى تنها در مثنويهاى خود گفتارى دلاويز ندارد ، او در قصيده‌سرايى و غزلگويى هم شاعرى تواناست . زبانش روان و فصيح و بيانش خالى از عيبهاى لفظى و همراه با تركيبهاى زيباى مطبوعست . در غزلهايش خيالهاى لطيف با تعبيرهاى بسيار صريح و دور از هرگونه ابهام و تعقيد بخواننده عرضه مىشود . احساسى بسيار عميق و انديشه‌يى باريك و دقيق دارد و افكار خود را بىهيچگونه تكلف در سخن شيوا و سليس بيان مىكند . هم مضمونهاى دل‌انگيز در اختيارش هست و هم كلام مطيع و منقاد اوست . سخن‌شناسان صاحب تذكره غالبا او را بسبب شاگردى محتشم پيرو سبك او دانسته‌اند .

--> ( 1 ) - همين كتاب ، ج 3 ، ص 826 . ( 2 ) - نه از خود كردم اين افسانه منظوم * كه مشهور است اين قصه در اين بوم ( حسن دهلوى )