ذبيح الله صفا
885
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
ديگر جايها ملازم آن امير ادبدوست بود . اين دو شاعر به علت ظرافت ذوق محل توجه برگزيدگان قوم شدند ، خاصه نوعى كه هم در شعر و هم در سوارى و كماندارى ماهر بود . وى پس از آنكه در خدمت ميرزا يوسف خان مشهدى نام برآورد بدرگاه شاهزاده دانيال ( م 1013 ه ) پسر جلال الدين اكبر كه در برهانپور بسر مىبرد ، روى نهاد و در همان حال مداحى ميرزا عبد الرحيم خانخانان را نيز رها نكرد و ستايشنامهها دربارهء او سرود و ازو صلههاى گران گرفت چنان كه تنها بجايزهء ساقىنامهء مشهورش كه در مدح خانخانانست يك فيل و دههزار روپيه و اسبى عراقى و سراپاى خاصهء سپهسالارى از آن خان به دو رسيد . رسمى قلندر « 1 » در قصيدهيى كه در مدح خانخانان سروده از نعمت فراوانى كه او بنوعى مىبخشيده بدينگونه ياد كرده است : ز نعمت تو بنوعى رسيد آن مايه * كه يافت مير معزى ز نعمت سنجر ز گلبن املش صد چمن گل اميد * شگفت تا كه بمدح تو شد زبانآور دوران پادشاهى نور الدين جهانگير ( 1014 - 1037 ه ) مصادف بود با آخرين سالهاى زندگى نوعى و او آن چند سال را بمدح اين پادشاه نيز گذرانيد تا در 1019 ه در برهانپور چشم از جهان بربست « 2 » . كليات نوعى كه از آن نسخههايى در دستست ، داراى قصيده ، ترجيع و تركيب ، قطعه ، غزل ، رباعى و مثنوى و در حدود چهارهزار بيتست . ساقىنامهء او كه متجاوز از چهارصد بيتست در ستايش ميرزا عبد الرحيم خانخانان سروده شده و در شمار ساقىنامههاى مشهور عهد اوست . اين منظومه بقسمتهاى
--> - خانخانان درآمده ازو نيكوييها ديدند . رسمى قلندر كه او نيز از مداحان خانخانان بود ، دربارهء اين دو گويد : حديث نوعى و كفرى چسان بيان سازم * چو زندهاند به مدح تو تا دم محشر ( 1 ) - رسمى يزدى از شاعران ملازم خانخانان و باشعار عارفانهء خود مشهور بود و در اواخر عمر در گلكنده مىزيست . ( 2 ) - اين تاريخ در بيشتر مأخذها مثل مآثر رحيمى و بهارستان سخن و عرفات و جز آنها تكرار شده است ، فخر الزمانى در ميخانه تاريخ مرگش را 1018 نوشته .