ذبيح الله صفا
865
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
* بشتاب كه آزاده نهادى باشى * مپسند كه بندهء مرادى باشى گر راه به دو برى همه جان گردى * ور درمانى به خود جمادى باشى 32 - منصف اصفهانى « 1 » غياث الدين على اصفهانى متخلص بمنصف و معروف به « غياثا » از شاعران سدهء دهم و آغاز سدهء يازدهمست . مولدش اصفهان بود و در كودكى بشيراز برده شد و در آنجا بسن رشد و تمييز رسيد و كسب ادب كرد . در بيست و سه سالگى از ايران بهندوستان رفت و به خدمت ميرزا قوام الدين جعفر آصفخان كه شرح حالش جداگانه آمده است ، پيوست و آن خان ادبدوست در تربيت او كوشيد ليكن منصف پس از چندى درگاه او را رها كرد و بنزد رستم ميرزاى صفوى ( پسر حسين ميرزا پسر بهرام ميرزا پسر شاه اسمعيل اول ) در برهانپور دكن رفت . اين رستم ميرزا با برادران خود بعد از پدر و جد مدتها در قندهار حكومت داشت و بعد از تسلط عبد الله خان ازبك بر خراسان از قندهار بهند گريخت و بجلال الدين اكبر پناه برد و پس ازو در ملازمت نور الدين جهانگير بسر برد و از جانب آن پادشاه بخطاب برادرى ممتاز بود .
--> ( 1 ) - دربارهء او بنگريد به : * عرفات العاشقين ، تقى الدين اوحدى بليانى ، خطى . * هفت اقليم ، تهران ، ج 2 ، ص 433 - 434 . * تذكرهء ميخانه ، ص 280 - 289 . * روز روشن ، تهران ص 772 . * صحف ابراهيم ، خطى ؛ ايضاح المكنون ، ج 1 ستون 531 .