ذبيح الله صفا
842
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
سال صبر كند يعنى تا سال سىام از پادشاهى اكبر ( - 993 ه ) « 1 » و اينكه بعضى تاريخ آن را 996 و يا 999 نوشتهاند « 2 » درست نيست . بقول شاهنواز خان « پيشآمد و مصاحبت شيخ در پيشگاه خلافت بعنوان علم و كمال بود ، بتعليم شاهزادهها مأمور مىشد ، بسفارت هم نزد حكام دكن شتافته زياده بر چهارصدى منصب نيافت . . . » « 3 » . اين مصاحبت عالمانه چنان كه از قصيدهء مذكور فيضى برمىآيد هم از نخستين باريابى بحضور جلال الدين اكبر آغاز گشت و سه سال بعد از آن تاريخ يعنى در 987 تربيت و تعليم شاهزاده مراد پسر دوم اكبر و سپس هر سه پسر او يعنى سليم ( - نور الدين جهانگير ) و مراد و دانيال بر عهدهء شاعر نهاده شد . ازين پس كار فيضى رو بترقى بود و در زمانى كه اكبر درصدد تحقيق دينهاى مختلف و بنياد نهادن « توحيد الهى » برآمد ، انجمنى از هجده دانشمند درگاه خود ترتيب داد كه شيخ ابو الفيض و برادرش شيخ ابو الفضل از جملهء آنان بودند . مىگويند در ايجاد چنين مذهبى صوفيان هندى آن روزگار مؤثر بودند و بويژه شيخ مبارك و دو پسرش ابو الفيض و ابو الفضل در اين امر دخالت داشتند . اين مذهب تاريخ ( تقويم ) خاصى داشت كه ماههاى آن فارسى بود ، عبادتهاى ويژهيى در آن وجود نداشت و عدهيى از درباريان اكبر كه بيشتر از شاعران و اديبان بودند ، آن را پذيرفتند . بيشتر معاصران فيضى بر آن بودند كه سبب اصلى انحراف عقيدهء اكبر از دين ، دمدمههاى فيضى و برادرش ابو الفضل علامى بود « 4 » .
--> ( 1 ) - مآثر الامرا ، ج 2 ، ص 587 . ( 2 ) - بنگريد به : شعر العجم شبلى نعمانى ( ترجمهء فخر داعى ) ج 3 ، ص 35 ، و دربارهء سنهء دومى بتاريخ نظم و نثر در ايران ، ص 363 ، رجوع كنيد . ( 3 ) - مآثر الامرا ، ج 2 ، ص 589 . ( 4 ) - منتخب التواريخ بداؤنى و مآثر الامرا ، ج 2 ص 589 - 590 ، و بهارستان سخن ، ص 432 - 433 .