ذبيح الله صفا

638

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

مىرسم از گرد راه رقص‌كنان چون صبا * باد جنون در دماغ عاشق و سر در هوا كار مبالغه را باينجا كشانيده باشد . اين قصيده چنان كه بعد ازين خواهيم ديد مورد استقبال شاعران بود ، اما لسانى تنها در سرودن ستايشنامه - هاى مذهبى سرآمد شاعران آغاز عهد صفوى نبود بلكه در شيوه‌هاى ديگر سخن نيز مبتكر و بعدها مورد تقليد بوده است از آن جمله در ساختن تركيب - بندهاى كوتاه كه پس از وى كسانى مانند هجرى و وحشى آنها را تقليد كردند ؛ و نيز او پديدآورندهء مجموعه و قسمى نو از شعر وصفى و غناييست بنام شهرآشوب يا شهرانگيز كه پيش ازين دربارهء آن سخن گفته‌ام « 1 » . مجموعهء رباعياتى كه او در توصيف تبريز و پيشه‌وران آن و وصف عشق و جز آن گفته و شهرآشوب ناميده موسومست بمجمع الاصناف و شامل 540 رباعيست كه بطبع رسيده « 2 » . وى بجز قصيده و رباعى غزل را نيز گاه خوب مىسرود . سام ميرزا دربارهء غزلهايش گفته است كه « اشعار او شتر گربه واقع شده چه يك غزل او كه تمام خوب باشد كمست و اما آنچه خوبست بسيار خوب واقع شده . . . » و اين معنى از غزلهاى منتخب او كه در ذيل همين گفتار مىآورم هم آشكارست . از ديوانش نسخه‌هاى ناقص در دستست و من نسخهء خوبى از آن را در كتابخانه موزهء بريتانيا ( بشمارهء 307 or ) ديده‌ام كه هشت‌هزار بيت غزل و يك ساقىنامه ببحر متقارب مثمن مقصور دارد . نسخه‌يى كه آذر بيگدلى ديده و ياد كرده « قريب بدوازده‌هزار بيت » داشته است و آن قسمت از شعرش كه همراه ديوان اهلى خراسانى در كتابخانهء مدرسهء عالى سپهسالارست از يكهزار بيت درنمىگذرد . وى بر رويهم شاعرى خوب و از بازماندگان استادان سدهء نهم بود

--> ( 1 ) - همين جلد ، ص 631 - 633 . ( 2 ) - در ذيل عنوان رسالهء شهرآشوب در شعر فارسى ، آقاى گلچين معانى ، تهران 1346 .