ذبيح الله صفا

794

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

گشت . شاه جنت‌مكان ( - شاه تهماسب ) فرمودند كه من راضى نيستم كه شعرا زبان بمدح و ثناى من آلايند ، قصايد در شأن شاه ولايت‌پناه و ائمهء معصومين عليهم السلام بگويند ، صله اول از ارواح مقدسهء حضرات و بعد از آن از ما توقع نمايند . . . » « 1 » و البته چنان كه ديده‌ايم ، اين حكم « شاه دين‌پناه » مربوط بدوران توبهء اوست ، و بهرحال « چون اين خبر بمولانا [ محتشم ] رسيد هفت بند مرحوم مولانا حسن كاشى « 2 » كه در شأن حضرت شاه ولايت . . . در رشتهء نظم كشيده . . . جواب گفته به خدمت فرستاد ، صلهء لايق يافت » . دربارهء اين مرثيه كه شهرت و عموميت بسيار يافته نوشته‌اند كه « اگرچه اكثر عالىطبعان بفكر مرثيهء آن حضرت [ يعنى حسين بن على ] پرداختند و اما اين مرثيه شأنى و شرف و قبوليتى بالاتر دارد » « 3 » . محتشم در عهد خود از شاعران نام‌آور و محل احترام و توجه بود و چند تن از شاعران معروف زمان شاگرد او بوده‌اند مثل مير تقى الدين كاشانى صاحب تذكرهء مشهور خلاصة الافكار و نوعى خبوشانى و مظفر الدين حسرتى و ظهورى ترشيزى . از كليات محتشم نسخه‌هايى در دستست و دو سه بار بانتخاب و بتمامى چاپ شده ، از آن جمله يك بار بسال 1333 و بار ديگر 1344 در تهران . اين كليات پس از مرگ محتشم بنابر وصيت او بدست شاگردش مير تقى الدين محمد حسينى كاشانى تنظيم شده است . مير تقى الدين مجموعهء اثرهاى استادش را در پنج كتاب شعر و دو كتاب آميخته از پيوسته و پراگنده فراهم آورد

--> در خواب نيز تا نتواند نظر فگند * نامحرمى بر آن مه خورشيد احتجاب نبود عجب اگر كند از ديدهء ذكور * معمار كارخانهء احساس منع خواب خود هم به عكس صورت خود گر نظر كند * ترسم كه عصمتش كند اعراض از عتاب فرمان دهد كه عكس‌پذيرى بعهد او * بيرون برد قضا هم از آيينه هم از آب ( 1 ) - عالم‌آراى عباسى ، ص 178 . ( 2 ) - دربارهء او بنگريد به همين كتاب ، ج 3 ، ص 745 - 751 . ( 3 ) - نتايج الافكار ، ص 621 - 622 .