ذبيح الله صفا

793

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

بكسب و كار در پيشه‌يى مىدهد كه ظاهرا همين بزازى و داشتن كارگاه شعربافى بود . پس محتشم مانند معاصر خود خواجه ثنايى بازرگان‌زاده‌يى بود كه در آغاز جوانى كار پدر را دنبال مىكرد و سپس از آن كار دست بازداشت و شاعرى را شغل شاغل خود ساخت و درين فن شاگردى مولانا صدقى استرآبادى اختيار كرد ، و با شاعران عهد خويش مانند حيرتى تونى ، حالى گيلانى ، مجاهد الدين خوانسارى ، امير شمس الدين محمد كرمانى ، ميرزا سلمان جابرى اصفهانى ( از بزرگان دولت صفوى ) ، ضميرى اصفهانى و وحشى بافقى و ديگران رابطه داشته و با آنان مشاعره و مكاتبه مىنموده است ، و اگرچه زندگانى را با بازرگانى آغاز كرده بود ليكن به زودى با استفاده از مهارت خود در شعر ثروتى اندوخت و زندگى پرجلالى ترتيب داد . محتشم در اصل و بنياد شاعرى خود قصيده‌سرايى مداح بود و پادشاهان و بزرگانى را مانند شاه تهماسب صفوى ، غياث الدين مير ميران حاكم يزد ، پسران شاه تهماسب يعنى اسمعيل ميرزا و سلطان محمد خدابنده ميرزا و حمزه ميرزا و دختر شاه تهماسب پرى خان خانم مىستود ؛ و در همان حال پادشاهان جزء دكن و جلال الدين اكبر پادشاه و ميرزا عبد الرحيم خانخانان سپهسالار اكبر و امثال آنان را نيز مدح مىگفت و قصيده‌هايى در ستايش آنان مىفرستاد و از آن جمله « مثنوى مختصرى در مدح خانخانان از كاشان بهند فرستاد ، خانخانان پنجهء التماس او را بجناح اجابت رنگين ساخته . . . » « 1 » اما شهرت عمدهء محتشم در ساختن شعر مذهبى اوست ، خاصه در رثاء اهل بيت . در علت اشتغال محتشم بدينگونه شعر ، اسكندر بيك منشى نوشته است كه : « . . . مولانا محتشم كاشى قصيده‌يى غرا در مدح آن حضرت [ يعنى شاه تهماسب صفوى ] و قصيده‌يى ديگر در مدح مخدرهء زمان شهزاده پريخان خانم « 2 » بنظم آورده از كاشان فرستاده بود ، بوسيلهء شهزادهء مذكور معروض

--> ( 1 ) - نتايج الافكار ، ص 621 . ( 2 ) - اين بيت‌ها از آن قصيده است : -