ذبيح الله صفا
779
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
ستايش او سرود و حتى گاه سلطان ابراهيم ميرزا مطلعها و قصيدههايى را براى استقبال به دو مىداد و از آن جمله است اين مطلع از لسانى ، و آن از قصيدهييست در ستايش على ابن ابى طالب ( ع ) كه بتمامى در مجالس المؤمنين نقل شده : مىرسم از گرد راه رقصكنان چون صبا * باد جنون در دماغ عاشق و سر در هوا و خواجه ثنايى قصيدهيى مشهور در جواب آن ساخت بدين مطلع : در روش حسن و ناز هست بسى خوشنما * غمزه به طرز ستم عشوه برنگ جفا در درگاه سلطان ابراهيم ميرزا شاعران معروف ديگرى هم بسر مىبردند كه در تاريخ شعر فارسى مشهورند مثل ولى دشت بياضى و ميلى هروى كه شرح حال هر دو را در همين جلد مىيابيد . ملا عبد الباقى نهاوندى نوشته است كه ثنايى و آن دو « قصيدهيى چند در آن زمان . . . طرح نموده بمدح آن شاهزاده گفتند . . . » . دوران تقرب خواجه ثنايى بدرگاه صفويان با كشته شدن سلطان ابراهيم ميرزا در 984 بسر آمد ؛ او مىخواست بدربار شاه اسمعيل ثانى راه جويد و به همين آهنگ خود را بدولتخانه رسانيد و قصيدهيى كه در تهنيت جلوس پادشاه گفته بود گذرانيد بدين مطلع : بر تخت جم سكندر گيتىستان نشست * يوسف ز چه برآمد و بر آسمان نشست « 1 » و « اين قصيده را بغايت خوب گفته است و ليكن از گردش فلك كجروش مرضى طبع آن پادشاه نشد و فرمود كه نام من درين قصيده نيست ، البته ثنايى اين قصيده را براى سلطان ابراهيم ميرزا گفته بود كه الحال به من مىگذراند . ازو در خشم شد ، بنابراين خواجه حسين از بيم جان ننگ فرار بر فخر قرار ترجيح داده از ايران بدار الامان هند آمد . . . » « 2 »
--> ( 1 ) - اشاره است برهايى شاه اسمعيل ثانى از زندان قلعهء قهقهه و جلوس بر تخت شاهى به شرحى كه پيش ازين گذشت . ( 2 ) - تذكرهء ميخانه ، ص 204 .