ذبيح الله صفا
737
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
تقى الدين شرحى مستوفى در آراستگى هجرى بكردار و رفتار نيكو آورده و ديوان او را كه ديده و از آن شعر انتخاب نموده متجاوز از دههزار بيت دانسته و غزلهاى او را ستوده است . دربارهء هجرى قمى در مأخذهاى ديگر نيز سخن رفته است ، از آن جمله در هفت اقليم چنين آمده : « هجرى شمشيرگر شاعرى با كر و فر بوده چون صمصام زبانش در ميدان بيان جلوهگر شدى مدعى سپر عجز بر سر كشيدى و پى سپر او گشتى ، و تيغى كه او بدست خود آبگيرى كردى از شعلهء برق اجل فتنهآميزتر و فناانگيزتر بودى . . . » . صادقى افشار در مجمع الخواص نام او را « قاسم بيگ » و نام پدرش را « اژدها سلطان » و آن دو را از قبيلهء افشار دانسته و حال آنكه در روز روشن نام وى « مير ابو القاسم » و اسم پدرش « آقا محمد صادق » است و پيداست كه درين مورد اعتماد بگفتار صادقى افشار شايستهترست و دور نيست كه مولوى محمد مظفر حسين صبا نام و نسب اين هجرى را با هجرى ديگرى كه نميدانم كه بود ، اشتباه كرده باشد . دربارهء شهر و ديار هجرى هم گفتارهاى گونهگونى داريم و در همان كتاب روز روشن مىبينيم كه « در آفتاب عالمتاب و شمع انجمن او را قمى و در نگارستان سخن تفرشى و بعضى او را اصفهانى نوشته و جهتش آنكه خودش از سرزمين قم و اصلش از تفرش و منشاء و مكسب علم و هنر وى اصفهان بود » و پيداست كه با تصريح تقى الدين كاشى بدينكه « مولانا هجرى از شعراى مقرر دار المؤمنين قمست » در قمى بودن اين شمشيرگر شكى نمىماند . سال وفات هجرى بدرستى معلوم نيست ، و چون تقى الدين در سال 982 ه او را در كاشان ديده و بعد از آن هم با وى رابطه داشته و هجرى چند ديوان برايش از قم بعاريت فرستاده بود ، پس بايد تاريخ وفاتش چند سالى پس از 982 ه بوده باشد . و در روز روشن آمده است كه « در خطهء رشت جلاد اجل تيغ هلاك بر سرش گذاشت » . اگرچه هجرى در اصل شاعرى غزلگوى بود ، اما اهميتش براى ما در