ذبيح الله صفا
721
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
و سپس بتقدم استادانى چون جامى و هاتفى در همين مورد بر خود ، و آنگاه بشركت خود درين كوشش ديرياز بدينگونه اشاره كرده است : چو خورشيد جامى فروزنده گشت * ز انفاس وى عالمى زنده گشت مى جانفزاى سخن نوش كرد * چو خضر از حريفان فراموش كرد درين بحر چون هاتفى پا نهاد * سرير سخن بر ثريا نهاد برآورد چندان در شاهوار * كه پر كرد از آن دامن روزگار ازين منظومهها كه فهرست آنها را ديدهايد شاهرخنامه دربارهء پادشاهى و جنگهاى شاهرخ تيمورى ( 807 - 850 ه ) ساخته و بانتخاب ناظم بدين نام موسوم شده است « 1 » ، اما خواننده نپندارد كه قاسمى آن را در عهد شاهرخ و يا حتى در عهد فرمانروايى تيموريان ساخته بود زيرا اين كتاب در دوران پادشاهى شاه تهماسب سمت نظم يافته و بمدح آن پادشاه صفوى آغاز شده و بسال 950 ه در پنجهزار بيت پايان يافته است و نسخه آن بشمارهء 1985 . Supp در كتابخانهء ملى پاريس مطالعه شد . از شهنامهء ماضى كه به « شاهنامهء قاسمى » نيز مشهورست نسخهء بسيار نفيسى در كتابخانهء موزهء ايران باستان ديده و خواندهام . نسخهيى از آن هم بسال 1287 ه ق در بمبئى چاپ شده است . نسخهيى ديگر از آن بشمارهء ( 7784 . Add ) در كتابخانهء موزهء بريتانيا خواندهام . تاريخ ختم اين منظومه سال 940 ه است و بنابراين تا ده سال پس از مرگ شاه اسمعيل نظم آن ادامه داشت . از شهنامهء نواب عالى نيز نسخههايى در دستست . اين دو شهنامه همانست كه بعضى از تذكرهنويسان مجموع آنها را « شهنشاهنامه » ناميده و عدد بيتهاى آن را نههزار نوشته و گفتهاند « در دو دفتر مرقوم قلم مشكين رقم خود فرموده است » « 2 » . شاعر خود نيز اين دو منظومه را يك « نامه » در دو دفتر قلمداد كرده و دربارهء اين دو دفتر و شمارهء بيتهاى آن گفته است :
--> ( 1 ) - گويد : كتابم كه شد ز آسمان كامياب * فلك شاهرخنامه كردش خطاب ( 2 ) - تذكرهء ميخانه ، تهران 1340 ، ص 170 .