ذبيح الله صفا

720

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

خود را بوسيلهء صفت معراج حضرت نبوى مذكور ضمير منير اقدس ساخت ، ان شاء الله تعالى كتاب شاهنامهء ماضى كه چهارهزار و پانصد بيت است ، و شاهنامهء نواب اعلى كه آن نيز اينقدر است ، و شاهرخنامه كه پنج‌هزار بيت است ، و ليلى مجنون كه سه‌هزار بيت است ، و خسرو و شيرين كه آن نيز سه‌هزار بيت است ، و زبدة الاشعار كه چهارهزار و پانصد بيت است تمامى به خدمت فرستاده مىشود ، و الامر اعلى . پس از آن مجموع كتب و اشعار مذكور بدرگاه معلى حضرت اعلى فرستادند و در مقابل بتحف و هداياى پادشاهانه سرفراز شدند » « 1 » . مولوى احمد على احمد بعد از نقل سخن علاء الدولهء قزوينى نوشته است كه « از مثنويات او يكى شهنامه است ، دوم ليلى مجنون ، سيوم كارنامه كه گوى و چوگان نيز او را نامست ، چهارم شيرين و خسرو ، پنجم شاهرخنامه ، ششم عاشق و معشوق ، هفتم زبدة الاشعار و جز سيومين ( يعنى كارنامه ) و هفتمين ( يعنى زبدة الاشعار ) باقى پنج مثنوى او در كتابخانهء آشياتك سوسيتى ( انجمن آسيايى ) كلكته هست » . با مرور در فهرست يادشده از منظومه‌هاى قاسمى معلوم مىشود كه اولا كوشش آن شاعر در نظم تاريخ پادشاهى و جنگها و پيروزيهاى سه تن از پادشاهان معروف سدهء نهم و دهم شركت مؤثر او را در نظم حماسه‌هاى تاريخى فارسى مسلم ساخته است و ثانيا او درواقع خواسته است برسم مثنوى - سازان ، منظومه‌هاى پنجگانهء نظامى را جواب گويد و چنين نيز كرد و سبب اينكه عدد مثنويهايش از پنج تجاوز كرده و بهفت رسيده ، آنست كه او در برابر اسكندرنامه سه منظومهء شاهرخنامه ، شهنامهء ماضى و شهنامهء نواب عالى ( اعلى ) را سرود . وى خود نيز در اشعارش بتقدم استاد گنجه و پيروى ازو اشاره كرده و در شهنامهء ماضى چنين گفته است : نظامى در آن دم كه شد گنج‌سنج * سر مار كلكش فروريخت گنج گل از باغ انديشه بىخار بود * پذيرفت چندانكه در كار بود . . .

--> ( 1 ) - هفت آسمان ، ص 136 - 137 .