ذبيح الله صفا
719
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
مىپرداخت تا لواى عالم مخلد برافراخت » « 1 » و اين معنى با كموبيش تغيير در مأخذهاى ديگر تكرار شده است . سام ميرزا دربارهء مقام شاعرى و شعر او مىنويسد كه : « به همه صفتى آراسته و پاكيزه ، همه قسم شعر را مىگويد اما در مثنوى درين زمانه سر - آمدست و بىتكلف مدحگسترى بىبدلست ، و درين زمانه كسى مانند او مثنوى را نگفته و در مثنوى چهار كتاب نظم كرده اول شاهنامه كه فتوحات زمان حضرت صاحبقران ( - شاه اسمعيل ) را نظم فرموده . . . دوم كتاب ليلى و مجنون كه بنام صاحبقران گفته . . . ديگر كارنامه در صفت گوىبازى حضرت صاحبقرانى حسب الامر مطاع در سلك نظم كشيده . . . ديگر كتاب خسرو و شيرين كه بنام من ( - سام ميرزا ) [ ساخته ] » « 2 » و علاوهبراين دو مطلع از غزلهاى او و يك رباعى هم از وى آورده كه نشاندهندهء اشتغال قاسمى بديگر انواع شعرست . ولى اطلاع كافى دربارهء همهء منظومههاى قاسمى در نفائس - المآثر ميرزا علاء الدوله يافته مىشود كه از قاسمى بدست آورده است و آن در هفت آسمان بدينگونه نقل شده است كه « ميرزا علاء الدولهء قزوينى كامى تخلص كه يكى از امراى اكبرى و معاصر قاسمى بوده در نفايس المآثر نوشته كه . . . در فرصتى كه جامع اين كلمات متوجه ديار هند بود در بلدهء كاشان بصحبت ايشان [ يعنى قاسمى ] رسيد ، اين چند كلمه بر سبيل عريضه ببندگان حضرت اعلى [ جلال الدين اكبر پادشاه ] قلمى فرمودند ، شرح منظوماتش فى الجمله از آن معلوم مىگردد ، و العبارة هذه : بندهء كمترين قاسم جنابدى بذروهء عرض ملازمان درگاه عرش اشتباه پادشاه خلايقپناه خلد الله تعالى ظلال دولته و معدلته على مفارق العالمين مىرساند كه فلانى [ يعنى علاء الدوله ] در گذرگاهى كه متوجه سفر هند بودند اين كمينه به خدمت ايشان رسيدم و فرصت بغايت تنگ ، ازين مخلص استدعاى بعضى ابيات كردند ، عجالة الوقت
--> ( 1 ) - هفت اقليم ، 2 ، 311 . ( 2 ) - تحفهء سامى ، ص 26 - 27 .