ذبيح الله صفا
1306
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
مستظهر بوده و بعد از مرگ امين بليانى كه بسال 745 اتفاق افتاده بود زنده بوده و كتاب شيراز نامهء خود را نيز بعدازين تاريخ تأليف كرده است . علاوهبراين ، ابن ابى الخير ، نام عدهيى ديگر از استادان خود را در علوم شرعى و ادبى ذكر كرده و اسامى آنان را در طبقهء ششم ائمه و مشايخ آورده و كتبى را كه نزد هريك از آنان فراگرفته نيز ياد نموده است « 1 » و ازين توضيحات دريافته مىشود كه عمر ابن ابى الخير در تحصيل علوم ادبيه و شرعيّه و تصوف گذشته بود . با مطالعهء احوال ابن ابى الخير و معاصران و مشايخ و استادان و اقرباى او مسلّم مىشود كه دوران حياتش از دو دههء آخر از قرن هفتم تا اواسط قرن هشتم امتداد داشته است . وى در فارس سفرهايى كرده و مدتى نيز در بغداد بسر مىبرده و چنان كه از مقدمهء شيرازنامه بتفصيل مستفاد مىشود علّت تأليف « شيراز نامهء » او سكونت در بغداد و بحثى بود كه ميان او و يكى از مصاحبان دربارهء رجحان شيراز يا بغداد بر يكديگر درگرفت و چون مصاحب او براى اثبات سخنان خويش كتابى در ذكر بغداد به دو نشان داده بود او بتقليد از آن بتأليف « شيرازنامه » پرداخت و آن را كه در بيان تاريخ شيراز و ذكر بقاع و مشايخ و علما و ائمه و سلاطين آن ديار و حاوى اطلاعات بسيار سودمندى در اين ابوابست بنام حاجى قوام الدين حسن تمغاچى متوفى بسال 754 هجرى تأليف كرد . اين حاجى قوام همانست كه در ديوان حافظ چندبار نام او را مىبينيم و از آن جمله خواجه قطعهء ذيل را در رثاء او ساخت : سرور اهل عمائم شمع جمع انجمن * صاحب صاحبقران حاجى قوام الدين حسن سادس ماه ربيع الآخر اندر نيمروز * روز آدينه به حكم كردگار ذو المنن هفصد و پنجاه و چار از هجرت خير البشر * مهر را جوزا مكان و ماه را خوشه وطن مرغ روحش كو هماى آشيان قدس بود * شد سوى باغ بهشت از دام اين دار محن
--> ( 1 ) - شيرازنامه ص 143 ببعد