ذبيح الله صفا
753
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بيشتر عمرش در هرات گذشت و بدينسبب بدان شهر نسبت يافته و به هروى معروف شده است . محلّهيى از هرات كه امير حسينى در آن ساكن بوده هنوز بنام او به « محلهء ميرحسينى سادات » معروفست . سال ولادت اميرحسينى معلوم نيست و بعضى آن را در حدود سال 671 دانستهاند . اميرحسينى اوايل عمر خود را در تحصيل علوم و آداب و بعد از آن در سير و سلوك در طريق تصوف و عرفان گذرانيد و به همين سبب چنان كه جامى گفته است « 1 » « عالم بوده بعلوم ظاهرى و باطنى » . دولتشاه نسب تعليم او را به شيخ شهاب الدين عمر سهروردى رسانيده است و البته چنان كه خواهيم ديد درين ترديدى نيست ولى در اينكه او وى را مريد مستقيم شهاب الدين سهروردى دانسته و گفته است كه اميرحسينى و شيخ فخر الدين عراقى و شيخ اوحدى هرسه « مريدان شيخ شهاب الدين سهروردى بودند » درست نيست مگر آنكه نسبت ارادت را درين مورد با معنى وسيعترى اراده كرده و خواسته باشد كه بيان از نسب تعليم ميرحسينى كند نه تعليم مستقيم او « 2 » .
--> ( 1 ) - نفحات الانس ص 605 . ( 2 ) - برخى باستناد ستايشى كه اميرحسينى در آغاز منظومهء كنز الرموز از شهاب الدين عمر سهروردى كرده چنين پنداشتهاند كه او مريد مستقيم شهاب الدين بوده است و حال آنكه در همان مقدمهء كنز الرموز اولا از شهاب الدين بعنوان كسى كه در گذشته باشد سخن رفته و ثانيا جانشين او را كه در هندوستان زندگى مىكرده است بعنوان مريد خود مىستايد و او را بنام صدر الدين ياد مىكند ( يعنى صدر الدين بن بهاء الدين زكرياى مولتانى ) . دربارهء شهاب الدين سهروردى هنگامى كه بپايان ستايش و مدح وى رسيد ، و سپس دربارهء بهاء الدين و پسرش صدر الدين مولتانى چنين گفت : روضهء او معدن اسرار باد * نقد وقتش با خدا ديدار باد چون به صورت گشت ازين عالم نهان * مهديى آمد بمهد اندر جهان شيخ هفت اقليم قطب اوليا * و اصل حضرت نديم كبريا -