ذبيح الله صفا

754

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

دولتشاه دنبال اين سخن خود گويد « 1 » كه سه عارف مذكور « در كرمان بخانقاه شيخ اوحد الدين هر سه بخلوت نشستند و در اثناى اربعين هركدام از سفر عالم ملكوت سوغاتى به خدمت شيخ رسانيدند ، شيخ عراقى لمعات و شيخ اوحدى ترجيع كه بغايت مشهورست و سيد حسينى كتاب زاد المسافرين . . . الخ » اين سخن با توجه به تاريخ وفات اوحد الدين كرمانى و به اختلاف سنى بزرگ ميان عراقى و اميرحسينى ( كه هر دو در مولتان تربيت شده بودند ) درست به نظر نمىآيد « 2 » . حقيقت حال دربارهء سلوك اميرحسينى آنست كه او دوران مجاهدت خود را در خدمت شيخ بهاء الدين زكرياى مولتانى و پسرش شيخ صدر الدين عارف مولتانى بپايان برد و دربارهء كيفيت تغيير حال اميرحسينى و سفر او از خراسان به مولتان و درآمدن او به خدمت شيخ زكريا شرحى در نفحات الانس آمده است از جنس غالب توضيحات كه دربارهء تغيير حال مشايخ صوفيه و توجه آنان بمجاهدت و رياضت معمولست . زكرياى مولتانى همچنانكه مىدانيم از تربيت‌شدگان شهاب الدين سهروردى بود و ازينراه نسب تعليم اميرحسينى سادات بشيخ المشايخ شهاب الدين سهروردى مىرسد . اميرحسينى بعد از اتمام دورهء مجاهدت در مولتان بهرات بازگشت و در آنجا بساط ارشاد گسترد تا بقول خواندمير « 3 » در شانزدهم شوال سال 717 و بقول جامى « 4 » در شانزدهم شوال سال 718 و بقول

--> از صفحهء پيش مفخر ملت بهاى شرع و دين * جان پاكش منبع صدق و يقين از وجود او بنزد دوستان * جنت المأوى شده هندوستان . . . صدر دين و دولت آن مقبول حق * نه فلك بر خوان جودش يك طبق ( اين ابيات منتخب است نه متناوب ) ( 1 ) - تذكرة الشعرا ص 246 . ( 2 ) - رجوع كنيد به شرح احوال عراقى در همين جلد ص 567 ببعد . ( 3 ) - حبيب السير ج 2 ص 379 . ( 4 ) - نفحات الانس ص 606 .