ذبيح الله صفا
1258
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
و مزيّن ، همراه با لغات مهجور عربى و اشعار تازى و پارسى و لحنى كاملا منشيانه نوشت و مقصودش از نگارش اين كتاب تنها تهيهء يك متن ادبى مصنوع بوده است و ازينروى كتاب را هيچگونه ارزش تاريخى نيست . كتاب المعجم بسبب اشتمال بر نكات ادبى و مطالب فراوانى كه در انشاء مترسّلين مورد استفاده بود ديرگاه جزو نمونهاى انشاء مصنوع و مشكل پارسى در مكاتب و مدارس ايران و هند تدريس مىشد . اثر ديگر شرف الدين فضل اللّه كتابيست بنام « الترسّل النصرتيّه » كه بعد از سال 727 هجرى بنام اتابك نصرة الدّين مذكور در فن انشاء و ترسّل نوشته است . شرف الدين فضل اللّه در قصايد خود غياث الدين محمد و شمس الدين بغّال و اتابك نصرة الدين و امثال آنانرا مدح مىكرده و در شعر « شرف » تخلّص مىنموده است . از اشعار او در جنگها و مجموعههاى اشعار مقدارى پراگنده است و از آن جمله قصيدهيى مصنوع است كه شرف الدين آن را بپيروى از قصيدهء مشهور جمال الدين محمّد بن ابو بكر قوامى مطرّزى موسوم به « بدايع الاسحار فى صنايع الاشعار » سروده و « نزهة الابصار فى معرفة بحور الاشعار » ناميده است بدين مطلع : از اعتدال نسيم صباى عنبر بار * عروس گل بخراميد سوى صفّهء بار « 1 » و آن قصيدهء موشّح طولانى است در مدح شمس الدين حسين بغّال كه از مجموعهء كلماتى در هر چهار يا پنج بيت آن بيتى بيكى از اوزان عروضى بيرون مىآيد . محمد بن بدر جاجرمى يك غزل ملمّع نيز از « شرف » نقل كرده كه ارزش آن فقط در تلميع آنست و لاغير .
--> ( 1 ) - تمام اين قصيده در مونس الاحرار جاجرمى نقل شده است ، چاپ تهران ج 1 صفحهء « ض » تا « لح »