ذبيح الله صفا
1237
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
منشى كرمانى » از مورّخان و نويسندگان بزرگ قرن هفتم و هشتم هجرى است . پدرش خواجه منتجب الدين عمدة الملك يزدى در آغاز كار در خدمت اتابكان يزد سمت كتابت داشت و سپس بر اثر اختلافى كه ميان آنان افتاده بود مصلحت خود را در خروج از يزد ديد . پس چندى بماوراء النهر رفت و در آنجا بحضور سلطان قطب الدين محمد پيوست و در ركاب او بسال 650 روى بكرمان نهاد و بعد از فوت سلطان قطب الدين بسال 655 كار خود را در سلطنت سلطان مظفر الدين حجّاج و نيابت سلطنت قتلغ تركان زوجهء سلطان قطب الدين ادامه داد و همچنان در دستگاه قراختائيان بود تا در حدود سال 675 درگذشت . پسر منتجب الدّين يعنى همين ناصر الدين مورد بحث ما هنگام فوت پدر هفت ساله بود و ازينروى تحت تربيت عمّ خود شهاب الدين ابو الحسن على يزدى كه بقول ناصر منشى « در متانت علوم و تبحّر در فنون معقول و منقول و فروع و اصول مشار اليه بود » قرار گرفت چنان كه « عمّ و استاد و مخدوم و مربّى » او بود . شهاب الدين ابو الحسن كه بعد از مهاجرت از يزد در كرمان استقرار يافته بود بمشاغل ديوانى توجّهى نداشت امّا برادر او يعنى عمّ ديگر ناصر منشى موسوم به نصير الملك ظهير الدين محمود از اصحاب ديوان بود و بعد از مرگ خواجه منتجب الدين پدر ناصر منشى عهدهدار منصب وى گرديد و همين نصير الملك بعد از آنكه برادرزادهاش ناصر الدين بسنّ رشد رسيد او را در خدمات ديوانى دستگاه قراختائيان وارد كرد و او در مدارج ترقى سير مىنمود
--> - از صفحهء پيش * حبيب السير چاپ تهران ج 3 ص 269 ( اشارهء مجمل ) * كشف الظنون حاج خليفه چاپ استانبول ج 2 ، 1943 ميلادى ، بند 1002 * سمط العلى للحضرة العليا ، چاپ تهران 1328 بسعى و اهتمام مرحوم عباس اقبال ، موارد مختلفى كه نويسنده سخنى از خود بميان آورده است * مقدمهء سمط العلى چاپ مذكور از مرحوم عباس اقبال آشتيانى رحمة اللّه عليه