ذبيح الله صفا
1184
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
ولادتش بدست مىآيد كه پيش ازين گفتهام . دربارهء احوال افضل الدين و چگونگى تحصيلات او اطلاعات صريحى در دست نيست و همينقدر از مطالعهء نامههاى وى معلوم مىشود كه او در مرق مولد خود منزوى مىزيسته و سرگرم كار خويش در تأليف رسالات معروفش بوده است و با اين حال نظر بشهرتى كه كسب كرده بود با بعضى از رجال معروف زمان خود ارتباط و با آنان مكاتبه داشته است ؛ و نظر به همين ابهامى كه در احوال او وجود داشته مؤلّفان كتب تراجم در ترجمهء حالش داستانهاى بىبنيادى ذكر كردهاند مثلا امين احمد رازى در هفت اقليم آورده كه سلطان محمود بعد از تسلّط بر عراق « 1 » او را با خود بغزنين برد و بعد بحبس افگند ؛ و تقى الدين كاشانى در خلاصة الاشعار و آذر در آتشكده و هدايت در رياض العارفين وى را بعشق درزى پسرى متّهم كردند و باز آذر گفته كه سعدى با او ملاقات كرده و نصير الدين طوسى با وى مكاتبه داشته و حتى هدايت در مجمع الفصحا آورده كه افضل - الدين خالوى نصير الدين طوسى بوده . . . و امثال اين مطالب كه بعضى يقينا مردود و بعض ديگر مورد ترديدست . تاريخ وفات افضل الدّين كاشانى مانند ساير مطالب مربوط باحوال او مبهم است . حاج خليفه آن را در دو مورد از كتاب خود سال 667 هجرى ذكر كرده « 2 » و همين تاريخ را هم صادق بن صالح اصفهانى در ذيل وقايع سال 667 آورده است « 3 » و همين تاريخ بايد صحيح و يا نزديك به صحت باشد و بنابراين دو تاريخ ديگرا از سه تاريخى كه پيش ازين آوردهام « 4 »
--> ( 1 ) - لشكريان سلطان محمود در سال 420 رى را فتح كردند و فرزندش مسعود با كوششهايى كه كرده بود تا سال فوت پدرش يعنى 421 تنها تا حدود ساوه و اصفهان پيشرفتهايى داشت و عاقبت هم حريف علاء الدولهء كاكويه فرمانرواى اصفهان نشد . ( 2 ) - كشف الظنون بندهاى 578 و 1240 ( 3 ) - شاهد صادق نسخهء خطى ( 4 ) - همين كتاب و همين جلد ، ص 250