ذبيح الله صفا
1164
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
قرن هفتم هجريست . وى اصلا در طريق تصوّف قدم برمىداشت و در نيشابور ساكن بود ولى در گيرودار انقلابات خراسان كه در اواخر قرن ششم ميان غوريان و خوارزميان و بقاياى حكّام سلجوقيان در آن ديار جريان داشت ، آنجا را ترك گفت ، نخست بغزنه ، در ظلّ حمايت ملوك شنسبانيهء غور رفت و از آنجا بدهلى شتافت كه در آن هنگام قطب الدين آيبك از جانب سلاطين غورى بر آن حكومت مىكرد ، و اين قطب الدين همانست كه پس از كشتهشدن معز الدين ابو المظفر محمد غورى در سال 602 باستقلال بر قسمت اعظم متصرفات غوريان در هند سلطنت يافت و در سال 607 درگذشت و پس از آنكه جانشينش « آرامشاه » چند ماهى بعد ازو حكومت داشت جانشين واقعى او و يكى از بزرگترين سلاطين دهلى يعنى شمس الدين التتمش ( م 633 ه ) جايش را گرفت . صدر الدين حسن بعد از ورود بسرزمين هند همچنان در سايهء نگاهداشت سلاطين غورى و قطب الدين آيبك و مخصوصا در كنف حمايت و لطف شرف الملك وزير قرار گرفت و كتاب خود « تاج المآثر » را در تاريخ بنام سلطان محمد و قطب الدين آيبك مذكور تأليف نمود و از حوادث سال 587 يعنى فتح اجمير تا حوادث سال 614 را در آن آورد . صدر الدين از عربىشناسانى است كه پارسىنويسى را هنر نمىدانست و ازينكه نادانى مردم او را بپارسىگويى واداشته متأسف بود و كتاب خود را بشيوهء مترسّلان با انشائى مصنوع و همراه با اطناب و ايراد امثال و اشعار وافر عربى و فارسى بنگارش در آورد . از تاج المآثر نسخ نسبة متعدد در دستست .
--> - از صفحهء پيش * كشف الظنون حاج خليفه ، چاپ استانبول ، بند 269 * الذريعه جزء سوم ، نجف 1357 هجرى قمرى ، ص 207 * سبكشناسى مرحوم بهار ج 1 ص 107 * فهرست كتابخانهء مركزى دانشگاه ج 2 ، از ع . منزوى ، تهران 1332 ص 514