ذبيح الله صفا

1144

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

ماوراء النهر و خراسان و عراق عدهء فراوانى از مساجد و مدارس كه مركز تعليم و تعلّم زبان و ادب عربى بوده باهمهء متعلّمان خود نابود گرديد . چيزى از شروع اين حوادث نگذشته بود كه در ايران يك شعبهء مستقّل از حكومت مغولان تأسيس گرديد ، ايران مركز قدرت و حكومت اين دسته يعنى ايلخانان شد و باقى متصرفات آنان در ممالك اسلامى زير طاعت و حكومت اين مركز درآمد و همهء حكّام و دبيران و مدبّران امور در آن نواحى يعنى در عراق و الجزيره و روم از ايران تعيين شدند و يا تحت فرمانروايى صاحبديوانان و وزيران و عمّال ديوانى كه ايرانى بوده‌اند در آمدند و ناگزير زبان ديوانهاى انشاء و رسائل در همهء اين نواحى پارسى شد و نامه‌هاى پارسى جاى رسائل عربى را درين نواحى گرفت . خوشبختى ايرانيان در گيرودار اين حوادث آن بود كه مغولان و قبايل ديگرى كه همراه آنان آمده بودند هيچيك قدرت ادارهء امور ديوانى و ادارى ممالك تابعهء خود و سرزمينهاى پهناور ايلخانى را نداشتند ، و حكّام اوليهء مغول يعنى گرگوز و جنتمور و ارغون آقا ، و بعد از آنان هولاگو و جانشينان وى همگى مجبور شدند كه از خاندانهاى مستوفيان ايرانى براى ادارهء امور مختلف مملكتى استفاده كنند و همچنين وزارت هريك از ايالات و ولايات و شهرها را بايرانيان واگذارند و حتى امراى مغول و تاتار و سرداران آنان نيز از كارشناسان و كارداران و دبيران ايرانى استفاده كنند . نتيجهء اين جريان آن شد كه نه تنها زبان پارسى و على الخصوص انشاء رسائل بدين زبان از ميان نرفت ، بلكه احتياج بدان بيشتر از پيش احساس گرديد . استقلال زبان پارسى در برابر زبان عربى اثر خود را بيش از همه در انشاء رسائل و تأليف كتب در مسائل گوناگون ظاهر كرد چنان كه در اين عهد مجموعه‌هاى بزرگ از رسائل و منشآت نويسندگان پارسىگوى فراهم آمد كه نسخ متعدد از آنها در كتابخانهاى جهان موجود است ، و نيز تأليف كتب در مسائل مختلف علمى و ادبى به زبان پارسى معمول شد و در بسيارى از مطالب كه پيش از آن روزگار تأليف به زبان عربى صورت مىگرفت درين