ذبيح الله صفا
1143
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
بهرهء چهارم نثر پارسى در دو قرن هفتم و هشتم رواج نثر قرن هفتم و هشتم هجرى از حيث رواج و انتشار نثر پارسى تالى عهد پيش از آن و بلكه از بعضى جهات مهمتر از آنست . از علل بزرگ اين امر آنست كه ارتباط ايرانيان درين دوره بجهات مختلف با مركز خلافت اسلامى كه در عينحال واسطة العقد ارتباط ممالك اسلامى و محور اصلى تمدن و فرهنگ اسلامى و ادب عربى بوده است ، بيش از پيش قطع شد ، بدين معنى كه بعد از سقوط دولت خوارزمشاهى و گرفتاريهاى مختلفى كه بر اثر تغلّب مغول و تاتار در ايران پيش آمد طبعا رابطهء آن با بغداد ، اگرچه پيش از آن ظاهرى و كماثر بوده است ، بالمرّه گسيخت ، و چون دور انقراض و سقوط به بنى العباس و بغداد رسيد ناگزير آخرين مركز رسمى زبان و ادب عربى و مرجع مقدّسى كه همهء اهل تسنّن را بسوى خود و آداب و رسوم و زبان و فرهنگ خود مىكشيد از ميان رفت . درين گيرودار دين اسلام در برابر حملهء مغول و انقلابات و مصائبى كه در كشورهاى اسلامى بروز كرد ، مدتى نسبة طولانى ، در ايران از رسميّت افتاد و حتى چنان كه پيش ازين ديدهايم مواقعى رسيد كه در برابر تهديد مخالفان قرار گرفت و چيزى نمانده بود كه حتى كعبه نيز ويران و دستخوش عناد كفّار گردد . با اين حوادث از نفوذ علماى دينى كاسته شد و زبان عربى از رواج و رونق پيشين در ايران افتاد و على الخصوص بر اثر ويرانى شهرهاى