ذبيح الله صفا

1132

تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )

قرن هشتم هجرى است . ولادت او در اوايل قرن هشتم در خجند ماوراء النهر اتفّاق افتاد « 1 » و بعد از گذرانيدن دوران جوانى از آن شهر به سفر حج رفت و هنگام مراجعت در تبريز رحل اقامت افگند و در ظلّ حمايت سلطان حسين جلاير قرار گرفت و بفرمان او باغ و خانقاهى در « وليانكوه » تبريز برايش ترتيب يافت كه در آن سكونت گزيد و چون در تصوّف كامل عيار و در ارشاد نافذ الكلمه و در زهد و تقوى مشار بالبنان و در شعر و ادب استاد بود به زودى مورد اقبال خلق قرار گرفت و پيروان بسيار و مريدان وفادار از خواصّ و عوام حاصل كرد و بتبريز دل بست و بباغ و خانقاهى كه سلطان جلايرى براى او ساخته بود تعلّق خاطر يافت « 2 » . امّا چنان كه مىدانيم وضع آذربايجان بعد از مرگ سلطان اويس ، در دوران سلطان حسين جلاير ( 776 - 784 هجرى ) و سلطان احمد ( 784 - 813 هجرى ) پسران شيخ اويس بن شيخ حسن ايلكانى بر اثر كشاكش ميان امرا و سرداران جلايرى از يكطرف و دست‌اندازى مظفريان و امراى قبچاق و تركمانان از طرف ديگر ، سخت آشفته بود . از آن جمله بود نهب و غارت سپاهيان غياث الدين توقتمش خان فرمانرواى قفچاق

--> - از صفحهء پيش * تذكرهء هفت اقليم نسخهء خطى * آتشكدهء آذر چاپ بمبئى ، ص 346 * فهرست مدرسهء عالى سپهسالار تأليف آقاى ابن يوسف شيرازى ج 2 ، ص 663 * فهرست كتابخانهء مجلس ج 3 ، تأليف آقاى ابن يوسف شيرازى ص 390 ( 1 ) - وى يك جا به نماز صد سالهء خود اشاره مىكند و مىگويد : چو ديدم قبلهء روى تو صد ساله نماز خود * به محراب دو ابرويت قضا كردم قضا كردم و چون وفاتش چنان كه خواهيم ديد در حدود سال 803 اتفاق افتاده پس قاعدة بايد در اوايل قرن هشتم متولد شده باشد حتى اگر تعبير « نماز صد سالهء » او را از تعبيرات مبالغه‌آميز تصور كنيم . ( 2 ) - زاهدا تو بهشت جو كه كمال * وليانكوه خواهد و تبريز