ذبيح الله صفا
1126
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
با شاعر متوسط ديگرى بنام عطّار تونى « 1 » و هردو با عطّار نيشابورى اشتباه شدهاند و آثارشان بنام يكديگر و معمولا بنام مشهورترين آنان كه عطّار نيشابوريست مشهور گرديده است . 71 - سعد بها سعد الديّن بن بهاء الدّين از شاعران قرن هشتم هجرى معاصر اولجايتو است كه در عهد خود اشتهار و معروفيت داشته است « 2 » . وى در اشعار خود « سعد بها » و گاه « سعد بهايى » تخلّص مىكرده است « 3 » . از اشعار او اندكى در دستست و اين دو غزل ازوست : افسوس كه معشوق بدست دگرانست * وين عاشق بيچاره بحسرت نگرانست در مذهب عشّاق ز صد مرگ بتر دان * هر عمر كه بىصحبت جانان گذرانست مهرى كه مرا هست بدان ماه سخنگوى * محتاج بيان نيست كه چون مهر عيانست سرو قدش از ديدهء من دور چرا شد * چون جاى سهى سرو روان آب روانست جانا اگرت نيست كمين در دل عشّاق * پس غمزه و ابروت چرا تير و كمانست گفتى كه تو رفتى و دگر يار گرفتى * در حقّ من اى دوست ترا اين چه گمانست گفتى كه همان نيست بما ميل تو اكنون * شك نيست ، همان نيست ولى بهتر از آنست تا بتگر چين صورت زيباى تو ديدست * از حيرت تصوير تو انگشت گزانست سرخى لب لعل تو اى كان ملاحت * از خون دل ماست نه از خون رزانست
--> ( 1 ) - تاريخ نظم و نثر در ايران ص 320 . عطار تونى در قرن نهم هجرى مىزيست . ( 2 ) - حبيب السير ج 3 ، ص 197 ( 3 ) - : جز آنكه سوزىوسازى چه چاره سعد بها * چه احتراق بود اقتضاى كوكب تو دور از لب و دندان شما سعد بهائى * چون ماهى بىآب شب و روز طپانست